داستان ‌بیا یه انتخاب داشته باشیم قسمت ۱

دوشنبه 14 خرداد 1397 08:32 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: بیا یه انتخاب داشته باشیم ,
خب اونم داستان جدیدم به مناسبت ۴۰ تایی شدن پست هام 





بفرمایید اینم از پوستر 

مرینت:

واییییی خدااا خواببب موندممم تو بهترین اردوی عمرمم  زیــــنگ  زیـــنگ واییی الیاستتت 
-وایی دختر خواب موندی تو که از این عادتا نداشتی 
-خودمم تعجب کردم 
-مگه تو از اون ساعتا نداشتی که میگفت زیـــــــــنــــگ زیـــــــنـــــگ 
-راستی اون کجاست
بالشتم رو برداشتم و دیدم زیر بالشتمه وای خدا 
الیا:کمکت میکنم لباسات رو جمع کنی 
بعد الیا لباسام رو جمع کرد و منم لباسم رو عوض کردم و با ماشینم ویراژ رفتم تا مدرسه بعد سوار اتوبوس شدیم تفریح گاه  ما خیلی نزدیک صهر بود  و خیلی سرسبز و قشنگ بود و توی گروه ما ادرین الیا نینو و لوکا بود ..


** 
الان هر گروهی دور اتیش جمعه و داره داستان های ترسناک میگه من از ترس این داستانا بیشتر توی بغل الیا بودم نوبت رسید به لوکا: 
خیلی وقت پیش دختر و پسری بودن که هم رو دوست داشتن.....ولی مادر و پدر اونها اجازه نمیداد که باهم ازدواج کنن یا شب اونا زیر برج ایفل قرار میزارن پسر از دختر درخواست میکنه که بیا باهم فرار کنیم دختره اشک توی چشماش جمع میشه و میگه اما من نمیتونم و رو به خونه میدوه بعد پسر همون موقع میره و روی یه نیمکت میشینه و با خودش فکر  میکنه چیکار میتونه بکنه پسر نقطه ی تاریک قلبش به کل بدنش قلبه کرد و همه ی پاریس  رو نابود کرد بعدش اون دختر رو  میکشه و روح خودش  رو میبرا داخل بدن دختره پسره هم با استفاده از بدن اون دختر  میره  و تمام خانوادش رو میکشه بعد میره توی عروسک مورد علاقه دختره و یه نفر اون عروسک رو فروخته و وقتی دست هرکی افتاده اونو کشته ....
یا حضرت نوووووععععع عه نه نوح
الیا رو نگاه کردم کا پریده بود بغل نینو نینو هم بغل ادرین و منم بغل الیا .
-جججججییـــــــــــــییییییییـــــــــــــغغغـــــغغغ
-الیا:ای بابا باز دوباره صدای این سوسک بال دار اومد .
-همه باهم:خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ 
-امممم بچه ها الان چیکار کنییییممممم؟؟؟
-الیا:منو نینو که میریم باهم یه قدمی بزنیمـــــ
-لوکا:اممم مرینت میای منو تو باهم دیگه بریمـــ؟؟ــــ
-ب...با....باش....باشه
 داشتیم قدم میزدیم زیر نور‌ ماه و اون از خودش میگفت که یه جا من روی نیمکت نشستم و اون روبه روم بود و شروع کرد به نواختن و خوندن

The club isn't the best place to find a lover

کلوب بهترین جا برای پیدا کردن عشق نیست

So the bar is where I go

پس من به بار میرم

Me and my friends at the table doing shots

من و دوستام سر میز نشستیم و داریم پیک میزنیم

Drinking fast and then we talk slow

سریعتر مینوشیم و آرومتر حرف میزنیم ( کم حرف میزنیم )

Come over and start up a conversation with just me

میای و گفتگو رو فقط با من شروع میکنی

And trust me I'll give it a chance now

و به من اعتماد داری که الان یه شانس بهت دادم

Take my hand, stop, put Van the Man on the jukebox

دستم رو میگیری, صبر کن, ون د من رو بذار توی دستگاه موزیک ( اسم مستعار ون موریسون Van Morrison خواننده دهه 60 میلادی )

And then we start to dance, and now I'm singing like

و بعد شروع میکنیم به رقصیدن, و الان منم دوست دارم آواز بخونم

Girl, you know I want your love

دختر, میدونی که عشقت رو میخوام

Your love was handmade for somebody like me

عشقت برای کسی مثل من ساخته شده

Come on now, follow my lead

حالا بیا, دنبالم کن

I may be crazy, don't mind me

شاید دیوونه باشم, اهمیت نده

Say, boy, let's not talk too much

میگی, پسر, بیا خیلی حرف نزنیم

Grab on my waist and put that body on me

کمرم رو چنگ بزن و بدنت رو روی من بذار

Come on now, follow my lead

حالا بیا, دنبالم کن

Come, come on now, follow my lead

بیا, حالا بیا, دنبالم کن

I'm in love with the shape of you

من عاشق حالت بدنت شدم

We push and pull like a magnet do

ما مثل آهنربا همدیگه و جذب و دفع میکنیم

Although my heart is falling too

هرچند که قلبم داره سقوط میکنه ( عاشق میشه )

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

And last night you were in my room

 و دیشب توی اتاقم بودی

And now my bedsheets smell like you

و الان ملحفه تختم بوی مثل تو داره ( بوی تو رو گرفته )

Every day discovering something brand new

هر روز یه چیز جدید ازت کشف میکنم

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

Oh-I, oh-I, oh-I, oh-I

اوه من، اوه من، اوه من، اوه من

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

Oh-I, oh-I, oh-I, oh-I

اوه من، اوه من، اوه من، اوه من

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

Oh-I, oh-I, oh-I, oh-I

اوه من، اوه من، اوه من، اوه من

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

Every day discovering something brand new

هر روز یه چیز جدید ازت کشف میکنم

I'm in love with the shape of you

عاشق حالت اندامت هستم

One week in we let the story begin

یه هفته از شروع این داستان میگذره

We're going out on our first date

داریم میریم سر اولین قرارمون

You and me are thrifty, so go all you can eat

من و تو صرفه جوئی میکنیم، پس برو هرچی میتونی بخور

Fill up your bag and I fill up a plate

سبد رو پر کن و منم بشقاب رو پر میکنم

We talk for hours and hours about the sweet and the sour

ساعتها حرف میزنیم و ساعتها درباره شیرینی و ترشی صحبت میکنیم

And how your family is doing okay

و حال خانواده ت چطوره اوضاعشون مرتبه ( راجع به خانواده ها حرف میزنیم )

Leave and get in a taxi, then kiss in the backseat

میریم بیرون و یک تاکسی میگیریم، بعد روی صندلی عقب میبوسیم

Tell the driver make the radio play, and I'm singing like

به راننده میگم که بذاره رادیو پخش کنه و منم دوست دارم آواز بخونم

Girl, you know I want your love

دختر, میدونی که عشقت رو میخوام

Your love was handmade for somebody like me

عشقت برای کسی مثل من ساخته شده

Come on now, follow my lead

حالا بیا, دنبالم کن

I may be crazy, don't mind me

شاید دیوونه باشم, اهمیت نده

Say, boy, let's not talk too much

میگی, پسر, بیا خیلی حرف نزنیم

Grab on my waist and put that body on me

کمرم رو چنگ بزن و بدنت رو روی من بذار

Come on now, follow my lead

حالا بیا, دنبالم کن

Come, come on now, follow my lead

بیا, حالا بیا, دنبالم کن

I'm in love with the shape of you

من عاشق حالت بدنت شدم

We push and pull like a magnet do

ما مثل آهنربا همدیگه و جذب و دفع میکنیم

Although my heart is falling too

هرچند که قلبم داره سقوط میکنه

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

And last night you were in my room

 و دیشب توی اتاقم بودی

And now my bedsheets smell like you

و الان ملحفه تختم بوی مثل تو داره

Every day discovering something brand new

هر روز یه چیز جدید ازت کشف میکنم

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

Oh-I, oh-I, oh-I, oh-I

اوه من، اوه من، اوه من، اوه من

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم


The club isn't the best place to find a lover

کلوب بهترین جا برای پیدا کردن عشق نیست

So the bar is where I go

پس من به بار میرم

Me and my friends at the table doing shots

من و دوستام سر میز نشستیم و داریم پیک میزنیم

Drinking fast and then we talk slow

سریعتر مینوشیم و آرومتر حرف میزنیم ( کم حرف میزنیم )

Come over and start up a conversation with just me

میای و گفتگو رو فقط با من شروع میکنی

And trust me I'll give it a chance now

و به من اعتماد داری که الان یه شانس بهت دادم

Take my hand, stop, put Van the Man on the jukebox

دستم رو میگیری, صبر کن, ون د من رو بذار توی دستگاه موزیک ( اسم مستعار ون موریسون Van Morrison خواننده دهه 60 میلادی )

And then we start to dance, and now I'm singing like

و بعد شروع میکنیم به رقصیدن, و الان منم دوست دارم آواز بخونم

Girl, you know I want your love

دختر, میدونی که عشقت رو میخوام

Your love was handmade for somebody like me

عشقت برای کسی مثل من ساخته شده

Come on now, follow my lead

حالا بیا, دنبالم کن

I may be crazy, don't mind me

شاید دیوونه باشم, اهمیت نده

Say, boy, let's not talk too much

میگی, پسر, بیا خیلی حرف نزنیم

Grab on my waist and put that body on me

کمرم رو چنگ بزن و بدنت رو روی من بذار

Come on now, follow my lead

حالا بیا, دنبالم کن

Come, come on now, follow my lead

بیا, حالا بیا, دنبالم کن

I'm in love with the shape of you

من عاشق حالت بدنت شدم

We push and pull like a magnet do

ما مثل آهنربا همدیگه و جذب و دفع میکنیم

Although my heart is falling too

هرچند که قلبم داره سقوط میکنه ( عاشق میشه )

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

And last night you were in my room

 و دیشب توی اتاقم بودی

And now my bedsheets smell like you

و الان ملحفه تختم بوی مثل تو داره ( بوی تو رو گرفته )

Every day discovering something brand new

هر روز یه چیز جدید ازت کشف میکنم

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

Oh-I, oh-I, oh-I, oh-I

اوه من، اوه من، اوه من، اوه من

I'm in love with your body

عاشق اندامت هستم

Oh-I, oh-I, oh-I, oh-I

اوه من اوه من اوه من اوه من 
Im in love with your bady. 
من عاشق اندامت هستم 

-اممم مرینت میدونم این یکم بی مقدمس ولی خب من خیلی دوست دارم اندازه تمام روز ها ثانیه ها و دقیقه های زندگیم دوست دارم...با من ازدواج میکنی؟؟
-اممم ولی لووککااا من هنوز نمیتونم تصمیم بگیرم باید بیشتر باهم اشنا بشیم و نظر خانواده هامون و ابنااا هم مهمن..
-اره خب هنوز زوده منم نخواستم ازت که همین الان جوابم رو بدی 
-هی اینجا چه خبره؟؟
-کت نوار!!
-تو اینجا چیکار میکنی 
-اومدم پرنسسم رو ببینم 
و اومد پایین و اومد جلومو دستام رو گرفت 
- به من افتخار میدی پرنسس 
- امممم.........
تا خواستم جوابش رو بدم یه پرش بلند کرد و رفت پشت یه ساختمون و وایساد 
-میخوای هویتمو بدونی  یه انتخاب داری اگه بگی اره که هیچی ولی اگه نه دیگه هیچ وقت باهات کاری ندارم 
-کت نوار من نباید هویت تو رو بدونم اخه ..
-شاید اگه بفهمی نظرت عوض بشه که یهو یه صدایی اومد و یکی اومد ...
-ها ها ها پیدات کردم کت نواررررر
-تو کی هستی ؟
-من downhearted هستم من شیطانی ام چون تو باعثش شدی 
اون لوکا بود و شیطانی شده بود  .
رفتم یه جای امن تا تبدیل بشم ..
تیکی وقت تبدیل شدنه ...
تبدیلم کن....
 و تبدیل شدممم 
اون گوله های اتیش پرتاب مبکرد که یکی پرت کرد طرف رز و من با یویوم از اون محافظت کردم 
.....لاکیی.....چاااارررممممم........
-امم یه قوری
-هه قراره مهمونی چایی داشته باشیم اوووهه 
- کت من باید برم لطفا حواست به بقیه باشه زود برمیگردم 
و رفتم پیش استاد فوو 
-خوش اومدی لیدی باگ
-ممنونو امم راستش یه نفر اکوماتیز شده و من از لاکی چارمم استفاده کردم و به من گفت باید بیام پیش شما 
-خب همراهم بیا 
و رفت توی گرامافون قدیمی و رمز رو زد و جعبه میراکلس باز شد و گفت باید میراکلس ریناروژ و کویین بی رو بهشون بدی و باید به انسان های خوب و پاک بدیشون 
-چشم استاد فو 
تبدیل شدم و رفتم سمت الیا 
- رینا روژ  به کمکت احتیاج دارم 
- با کمال میل 
و بعد تبدیل شد 
-رینا روژ کمک به کت بکن 
رفتم سمت کلویی
- کلویی من لیدی باگم و الان ما برای جنگیدن به کمکت احتیاج داریم. من این رو به تو میدم و هویتت رو به هیچ کس نمبگم تو هم بعد از این جنگ باید میراکلست رو بهم پس بدی
-باشه چشم 
و بعد اونم تبدیل شد 
بعد پنج دایی داشتیم میجنگیدیم و من از لاکی چارمم استفاده کردمم ...ها چی یه تور خیلی محکم و یه طناب بلند؟؟
به اطراف نگاه کردم :اون درخت بزرگ.چوبدستی ریناروژ. و طناب و تور دستم 
و با صدای بلندی گفتم فهمیدممممم 
خب خب بقیش برای قسمت بعد برای بعدی پنجاه تا لطفا 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 14 خرداد 1397 08:39 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30