نینو یا نی یس؟

جمعه 31 فروردین 1397 11:58 ب.ظ

نویسنده : eli



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

کیا ازینا می خوان؟؟

جمعه 31 فروردین 1397 11:32 ب.ظ

نویسنده : eli













دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 فروردین 1397 11:57 ب.ظ

فهمیدین شخصیت ناتنیل از کجا اومد

جمعه 31 فروردین 1397 11:31 ب.ظ

نویسنده : eli



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

نزدیک بودا

جمعه 31 فروردین 1397 11:27 ب.ظ

نویسنده : eli



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

یه سوال از نویسنده ها

جمعه 31 فروردین 1397 11:19 ب.ظ

نویسنده : eli
کسی می تونه بگه چجوری چند تا عکس پشت سر هم بذارم لطفا بگین با تشکر



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 فروردین 1397 11:21 ب.ظ

وضعیت میراکولریا برا فصل دوم

جمعه 31 فروردین 1397 11:18 ب.ظ

نویسنده : eli



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

درباره نظرسنجی

جمعه 31 فروردین 1397 10:57 ب.ظ

نویسنده : eli
زمان نظر سنجی تمام شد
طبق نظرات مجبورم ترجمه هم بذارم
البته ترجمه در ادامه مطلب خواهد بود
هر کی انگلیسی بلد باشه تو صفحه اول می خونه و هر کی هم بلد نباشه میره ادامه مطلب
فعلا تا یه نظرسنجی دیگه بای بای
هستما فکر نکنید رفتم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 فروردین 1397 10:59 ب.ظ

گمشده قسمت 6

جمعه 31 فروردین 1397 05:20 ب.ظ

نویسنده : Ashley
ارسال شده در: داستان گمشده ,
خب اینم از قسمت 6
بازم از نظراتت بی نهایت ممنونم و امیدوارم همین جور با نظراتتون ازم حمایت کنین
خب با کله برو

با کله بیا*-*

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 فروردین 1397 05:23 ب.ظ

مروری بر گذشته

جمعه 31 فروردین 1397 04:42 ب.ظ

نویسنده : Ashley
هیییییی یادش بخیر 
چقدر اینو رو نیگا میکردم البته چیزایه دیگه ایی هم نیگا میکردم که نمی تونم بگم (بر ذهن منحرف لعنت)
ببینم شما کدوم کارتون ها رو تو بچگی نیگا میکردین؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 فروردین 1397 04:50 ب.ظ

lady bug

جمعه 31 فروردین 1397 04:33 ب.ظ

نویسنده : Ashley
ارسال شده در: لیدی باگ /مارینت ,
قشنگه؟



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 فروردین 1397 04:35 ب.ظ

Welcome to my web مارینت

جمعه 31 فروردین 1397 04:16 ب.ظ

نویسنده : پریسا و پریا



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 فروردین 1397 04:18 ب.ظ

ست کویین بی

جمعه 31 فروردین 1397 04:10 ب.ظ

نویسنده : پریسا و پریا
سلام بچه ها پگاه هستم.
Go up وwelcome to my web کویین بی رو درست کردم.دارم روی قالب درست کردن هم کار میکنم.
اگه سفارشی داشتید من در خدمتم






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

درخواست هاتون رو به من بگید

جمعه 31 فروردین 1397 04:05 ب.ظ

نویسنده : پریسا و پریا
بچه ها تو این پست شما هر درخواستی داشته باشین من انجام میدم.البته درخواست قالب ندید که تو اون مثل پریسا نیستم ولی دارم روش کار میکنم .
درخواست مثل...go up و welcome to my web کلیپ و گیف و عکس های پی ان جی.....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دسته بندی جدید^-^

جمعه 31 فروردین 1397 12:00 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: خاطرات یک میراکولر*-* ,
خوب برا نویسنده ها که میتونن خاطراتشون رو بنویسن مثل مارینت جون:)منم از ایده خوشم اومد و تو دسته بندی ها گذاشتم:)خیلی خب خداحافظ^_^


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*عشق دروغ*قسمت۶*

جمعه 31 فروردین 1397 11:35 ق.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: لیدی باگ /مارینت , ادرین/کت نوار , ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
میدونم اولاش زیاد جالب نی………ولی از یه قسمت به بعد باحال میشه*-*پس لطفا نظر بدینننننننن………………آنچه گذشت:مرینت هویتش رو به رامونا و کورالین گفت*-*. (از زبون رامونا):-وقت سلفیهههه لیدیییی جونممممممم کوریییی تو لطفا اون طرف وایسا میخوام تنهایی با لیدی بگیرم *وای آنقدر نگو لیدی من مرینتممممم*-* تیکی:رامونا هویت مرینت یه رازه مگه اینکه کسی بفهمه نباید هی بگی لیدی-_- -باشه خوب! (فردا):خوب وقت ماموریتهههه*-*رامونا پاشووووو قرار شد تو بچه بشی منم مامان-_-(چه نقشه ای کشیدین واقعا:/)*کوری فکر نمیکنی خیلی چرته؟اخه ادرین به چی حسودی کنه!؟ما دختریم :/ (عجب نقشه ای:||) -پس باید یه پسر گیر بیاریم:/فعلا ماموریت کنسله ولی باید به مری یاد بدی چجوری مخ ادرینو بزنه اصلاااا اون کیووو دوس داره؟!!!مرینتتت به این هلویی(هلوش از جنس کفشدوزکیش:|||)*خیلی خب پس باید به مری یاد بدیم که بهش بگه دوست دارم:/-خیلی خب تو برو لباست رو بپوش *باشه. (از زبون مرینت):کورالین و رامونا داشتن میومدن مدرسه ما راستش خوشحالم اینطوری هم با الیا هستم هم با اونا البته انگار همشون میخوان منو به زور به ادرین بچسبونن-۰- اخه من نمیتونممممم از کجا معلوم خراب نکردم:(صبحانه رو خوردم و با مامان خداحافظی کردم و دم در خونه رامونا و کورالین منتظر موندم(چه عجب دیر نکردی-_-)-اومدیم!زیاد موندی اینجا؟ -نه تازه اومدم اتفاقا *خوب پس بریم فقط یه سوال مری؟ -بله؟ *چرا به ادرین نمیگی که……؟ -میخوام بگم اما…… *خیلی خوب پس منو کورالین کمکت میکنیمممممم -نیاز نیست *چرا هست تو هیچی نگو -اه باشهههه-_- *اینجاست؟ -اره بیاین تو -اوممم مری تو اینجا فرندی داری؟ -اره الیا هست^_^ *اهان -اونا اونجاست! *اخیش معلم نیومده-_- الیا:دختر دیروز کجا بودی؟!نگرانت شدم!اینا کین؟!میشناسیشون؟! -خوبم خوبم!اره دخترخالم و دوستش تازه اومدن اینجا از کانادا اومدن &اوه سلام من الیا سزر هستم خوش اومدین *این حرف ها رو ولش چرا مری نمیتونه مخ ادرین رو بزنه؟(از همین الان شروع کردن به این بحث) &اوه تو هم میدونی؟!=))پس بهتره نقشه بکشیم فعلا نه!چون ادرین الان اومده ببین! -آیی اوه ببخشید معرفی نکردم من کورالینم اینم راموناس *-*


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 17 1 2 3 4 5 6 7 ...