کدوم؟

شنبه 27 مرداد 1397 11:33 ب.ظ

نویسنده : &Sarina& €£
ارسال شده در: لدرین , ماریکت , ماریکت , ماریکت , ادرینت ,



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 27 مرداد 1397 11:33 ب.ظ

*عشق دروغ*love is lie*قسمت۱۳*

پنجشنبه 17 خرداد 1397 05:09 ق.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
واقعا ببخشید که دیر شد مهرگان مسافرته و منم درگیر درسامم تو این پارت آهنگا رو پاک کردم نمیدونستم چرت میکنه داستانو و بابت نظرای زیاد قسمت قبل ازتون تشکر میکنم :*****آیا عشق من به تو حقیقت داره؟ Is my love true to you؟* +آیا من عاشق تو هستم؟ Do I love you? +همه چیز اشتباه بود Everything was wrong +یه عشق دروغ A lie love +که من شروع کردمش That i started it -تو اشتباه نمیکردی You did not make mistakes -بلکه منم عاشقت بودم But I loved -دیوانه وار maniac -تنهام نذار do not leave me alone *****&&&&&&&**************&&&&&&&(از زبون کورالین):با صدای جیغ کلویی الیا بیدار شد همه بچه ها دورش جمع شده بودن الیا هم خمیازه کشون رفت یه لباسی پوشید و ببینه چه خبره همه بچه با دیدن کلویی از خنده داشتن میردن مخصوصا من بابا مارینت چقدر باحال شده-_- کلویی رو به خانوم باستر:این کار مارینتهههههههه! مارینت:اوه گاش!مدرکی داری نشون بدی؟ کلویی:کی جز تو دختر دهاتی به من حسودی میکنه؟هااان؟ مارینت:اعتماد به سقف ت رو برم الهی-_- تو خیلی قیافه داری که بهت حسودی کنم؟دماغت که عین خوکه ارایشتم عین دهه ۲۰ میمونه-_- با این حرف مارینت بچه ها پقی زدن زدن زیر خنده حتی خانوم باستر هم از قیافش معلوم بود که خندش گرفته کلویی هم کبود کبود رفت سر چادرش این دفعه جیغ الیا بود که مارینت دهن الیا رو گرفت و صورتش رو پوشند و برد سمت چادرمون الیا:مارینت تو با صورتم چیکار کردی؟!بابا دختر کارت عالی بود مارینت:ماییم دیگه راستی صورت کلویی هم کار خودم بود الیا:دختر خیلی عجیبه!یک روزه ۳۶۰ درجه تغییر کردی! مارینت: ماییم دیگر و بس رامونا :مارینت نمیخوای به ادرین بگی دوسش داری؟ +عشق کیلو چنده؟!ادرین؟!اون کله زرده رو میگی؟هه به نظرت من بهش بگم دوست دارم اونم میگه منم دوستت دارم بانوی من؟! اینا فقط یه مشت خیاله (از زبون الیا):با این جمله مرینت دهنم تا سقف باز شد چه برسه به رامونا که باز از حال رفت!کورالین هم قیافه مضطربی به خودش گرفته بود و همش داشت با خودش حرف میزد #د…دختر این تو نیستی؟ +چرا همه این جمله مزخرفمو بهم میگن؟! الیا ولش بیا یکم حال کنیم اومدیم اینجا یکم خوشبگذرونیم کورالین تو هم اینقدر مضطرب نباش باو:)زندگی جریان داره اون رامونای بدبخت هم بیدار کن بچه از روزی که منو دیده هفت هشت بار غش کرده:/ (از زبون کورالین):اب دهنم رو آروم و آروم قورت دادم باید سریع با استاد مائول حرف بزنم *اع الان…ن *رامونا پاشو دختر @مارینتتتتتت! مگس اینجاستتتتتت بکششششش باز این دختره اسکل شروع کرد:/اخه بهش چی بگم؟ *اگه من مگسم تو خرمگسییی:/ @وای خدای من مگس حرف میزنههههه! و به طور احمقانه آیی دهنشو وا کرد:/ فقط یه راه وجود داره باید بزنم درگوشش اهان! شلقققق @اییییی وحشی اهل اموزون چیکار میکنی؟! *مگه ندیدی چیکار کردم احمق پاشو باید سریع مرینتپ درست کنیم @باش *مرینت میشه من درستت کنم؟ +نه مرسی خیلی از این تیپمم خوشم میاد @اممم نه مرینت جون من یه راه بهتر بلدم +اوکی فقط قیافمو نزنید داغون نکنید *اوکی ***************@خیلی خوب تموم شد! موهاش رو گوجه آیی بسته بودیم بالا لباس طوسی با یه جکت طوسی و رژ لب قرمز و به اسرار خودش یه گردنبند هم براش گذاشتیم *خوب چطوره؟ +عالیه دمتون گرم! بعد دستاشو مشت کرد و گفت:ایول! رامونا زیر گوشی بهم گفت:خوبه حداقل یکم اخلاقای قدیمیش رو دارع منم با سر تایید کردم صدای خانوم باستر توجه ما رو به خودش جلب کرد:خوب بچه ها!میتونید با گروه هاتون به اطراف جنگل برید ولی فقط زیاد دور نشید *وای خدای من رامونا ما که نمیتونیم مرینتو تنها بذاریم! @معلوم نیست چه گندی بزنه! *باید به خانوم باستر بگیم که مارو با هم بذاره @امممم خانوم باستر میشه ما با گروه مرینت باشیم؟ ^چرا مشکلی پیش اومده؟ *خوب نه همونطور که میدونین ما با مرینت دخترخاله هستیم و یکم اینجوری راحت تریم مرینت هم همین رو می‌خواد ^خیلی خب اشکالی نداره میتونین برین @بزن قدش! (از زبون مرینت):یه لبخند زدم و گفتم سلاممم مرینت! خعلی خب فک کنم یکم اسکل شدم +بریم داداچ الیا &امممم مرینت؟! +هاع؟ با ی نگاه مشکوک منو نگاه کرد که حالم داشت بهم میزد +الیا داری منو میخوریا مشکوک گفت خیلی عوض شدی که یهو کوری اومد وسط:نه نه کی گفته؟! این روی دومش بود که همیشه پنهانی می‌کرد مگه نه مری؟ یه چشمک بهم زد اینجور موقع ها میدونستم باید به کوری اعتماد کنم گفتم:اره الیا جون فکر کنم سنگ به سرت خورده حالا بریم دیگه تا اومدم بیرون اون کلی زرده و اون کله سیاهه با دهن باز نگام میکردن یا بهتره بگم اون موز(ادرین) و اون شکلات(نینو) داشتن میخوردن +چرا اینطوری نگام میکنید بروبچ؟ موزه دست پاچه شد:اممم هیچی رامونا و کورالینم قراره با ما بیان؟ نوبت حرفمو رامونای کله شق زشت دزدید-_- @امم اره از خانوم باستر اجازه گرفتیم شکلات:اها بریم پس خب دوستان از این لحظه به بعد به حرفای من عادت کنید: موز: ادرین شکلات:نینو دندون کرمی:الیا دماغ خوکی:کلویی دختر کور:کورالین زشت کله شق:رامونا (هووووی حواست باشه به کی گفتی دختر کور +من با تو نبودم کور عزیزم بشین سر جات اههههه میدونممممم چیکارت کنم) خیلی خب +بروبچ بریم اونطرف الیا:اونور نریم بهتره چون یکم دوره خانوم باستر هم گفته…… +کی اهمیت میده بابا بیاین اونطرف اینگار خیلی اتفاقات باحال میوفته *پس زیاد دور نشیماااا +اوکی اوکی:/ بعد از کلی قدم زدن اون موز دهنشو وا کرد:خب دیگه بهتره بریم تا دیر نشده +وای صبر کن اینجا رو ببین و یهو………………………………………………………………… +نیگا این یه مارههههه^-^ دستمو موزه گرفت و گفت:بهتره بریم مارینت نترس باید سریع از اینجا بریم +ترسم کجا بود موزی اخه ببین چقد نازه! موزه قیافش کج و کوله شد:موز؟اصلا ولش بیا بریم مارینت اینگار حالت بده! و دستمو محکم گرفت و از اونجا دورم کرد منم فقط داشتم زور میزدم و عین بچه های دو ساله میخواستم اون پاره رو ببینم:(خو اون خیلی ناز بید*-* بقیه هم همراهمون میومدن و منم فقط داشتم جیغ میزدم آخر سر اون موز زشت گرفت بغلم کرد +هووووی موزی منو بنداز پایین و همش پاهامو تکون میدادم که ولم کنه -مثل بچه آروم بشین دیگه اینقدر غر غرم نکن یهو نگام رفت سمت چشاش و نمی‌دونم اون چی بود که اومد ذهنم : -من هیچ وقت تا حالا مدرسه نرفتم و هیچ دوستی نداشتم و چترشو تو بارون داد به من و منم همینطور بهش زل زده بودم (سکانش چتر) بازم نمی‌دونم چی شد: +حتی اگه نفهمی من عاشقتم بازم من مخفیانه دوستت دارم و امشب با همه توانم نجاتت میدم چون تو پسری هستی که من مخفیانه دوسش دارم (کریسمس) با تموم عشق نگاش میکردم و بهش یه دستبند دادم(گیمر) نامه آیی که تو سطل اشغال بود رو برداشتم: موهای سیاه شب تو چشمای آبیت من متعجبم که کی پشت اون نقابه هر وقت که ما همدیگه رو میبینیم میشه ولنتاین من باشی؟(دارک کیوپد)چشامو باز کردم دیدم که نزدیک چادریم نمی‌دونم چیشد که احساس کردم چشمام خیسه یهو مکث کرد -خوبی مارینت؟


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*عشق دروغ*love is lie*قسمت۱۲*

چهارشنبه 16 خرداد 1397 05:32 ق.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
میبینید چ بچه خوبیم الانم دارم پست میذارم به افتخاااار مهرگااانننننننننن*-* خوب اینم شروع داستانه که باید قبلا میذاشتم ولی یادم رفت:***************************** +*آیا عشق من به تو حقیقت داره؟ Is my love true to you؟* +آیا من عاشق تو هستم؟ Do I love you? +همه چیز اشتباه بود Everything was wrong +یه عشق دروغ A lie love +که من شروع کردمش That i started it -تو اشتباه نمیکردی You did not make mistakes -بلکه منم عاشقت بودم But I loved -دیوانه وار maniac -تنهام نذار do not leave me alone *****&&&&&&&**************&&&&&&&(از زبون مرینت):نور آفتاب چشامو اذیت می‌کرد پلک هامو کم کم از هم جدا کردم یه جیغ خفیف کشیدم +لباسامممممم چرااا اینطوریهههههههه؟! با بهت به لباس ها نگاه کردم و سریع در آوردمشون یه لباس قرمز آستین حلقه ای کوتاه برداشتم با یه شلوار باند سیاه که نافم رو بپوشونه رو به اینه دوباره جیغ کشیدم اما این دفعه بلندتر:+اییییییین چه مدللللل مویییی مزخرفیهههههههههههه؟!تند تند موهامو باز کردم و ریختم روی یکی از چشام موهام رو اون طرفی هم که چشام معلوم می‌شد رو یک قسمتش رو با نخ قرمز گیس کردم تا به نظر رگه های قرمز تو گیسم بیاد و حالا یک رز لب جججیییغغغغغ قرمز>_< تیکی:م…مارینتتتتت.؟! +چیشده کوامی کوچولو؟یادم نمیاد بهت دستور داده باشم بدون اجازه من حرف بزنی #مارینت این چه لباسیههههه!؟این…ن تو نیستی؟ +پوووووف حالا باید به استاد فو بگم یه عینک مخصوص کوامی ها بهم بده:/ یه وقت نری تو کیفم؟ تیکی هم دهنشو عین ماهی باز و بسته می‌کرد:/ و تند با لرز رفت تو کیفم و قایم شد منم به پوزخند زدم *خرررپفففففف(صدای کورالینه-_-) پوووف اینکار باید یه کاری با این خرسای دور و برم بکنم:) با همکاری موسیقی^_^:I was a liar من یه دروغگو بودم I gave into the fire بالاخره تسلیم شدم I know I should’ve fought it می دونم که باید باهاش می جنگیدم At least I’m being honest حداقل راستشُ گفتم Feel like a failure احساس می کنم شکست خوردم ‘Cause I know that I failed you چون می دونم که در حقِ تو کوتاهی کردم I should’ve done you better باید باهات بهتر رفتار می کردم (Cause you don’t want a liar (come on چون تو یه درغگورو نمیخوای And I know, and I know, and I know و خودم می دونم، می دونم، و خودم می دونم She gives you everything but, boy, I couldn’t give it to you اون بهت همه چیز میده،عشقم، ولی من نتونستم بهت بدم And I know, and I know, and I know و من می دونم، و میدونم، و خودم میدونم That you got everything که تو همه چیز به دست آوردی But I got nothing here without you ولی منم اینجا بدون تو هیچی به دست نیاوردم So one last time پس برای آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید تورو به خونه بیارم One more time برای آخرین بار I promise after that, I’ll let you go بعدش قول میدم، بذارم بری Baby, I don’t care if you got her in your heart عزیزم، برام مهم نیست که عاشق اون شدی All I really care is you wake up in my arms تنها چیزی که برام مهمه اینه که توو بغل من بیدار شی One last time برای آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید تورو به خونه بیارم I don’t deserve it من لیاقتشُ ندارم I know I don’t deserve it می دونم که لیاقتشُ ندارم But stay with me a minute ولی یه دقیقه با من بمون I swear I’ll make it worth it قسم می خورم کاری کنم که ارزششُ داشته باشه ?Can’t you forgive me نمیشه منُ ببخشی؟ At least just temporarily حداقل برای یه مدت موقت I know that this is my fault خودم می دونم که تقصیر منه (I should’ve been more careful (come on باید بیشتر دقت می کردم And I know, and I know, and I know و خودم می دونم، می دونم، و خودم می دونم She gives you everything but, boy, I couldn’t give it to you اون بهت همه چیز میده،عشقم، ولی من نتونستم بهت چیزی بدم And I know, and I know, and I know و خودم می دونم، می دونم، و خودم می دونم That you got everything که تو همه چیز به دست آوردی But I got nothing here without you, baby ولی من اینجا بدون تو هیچی به دست نیاوردم So one last time پس واسه آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای One more time یه بار دیگه I promise after that, I’ll let you go قول میدم که بعدش بذارم بری Baby, I don’t care if you got her in your heart عزیزم، برام مهم نیست که اون تو قلبته All I really care is you wake up in my arms تنها چیزی که برام مهمه اینه که توی بغل من بیدار شی One last time برای آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای I know I shouldn’t fight it میدونم نباید باهاش می جنگیدم At least I’m being honest حداقل راستشُ گفتم But stay with me a minute ولی فقط یه دقیقه باهام بمون I swear I’ll make it worth it قسم میخورم ارزششُ داشته باشه ‘Cause I don’t want to be without you چون نمی خوام بی تو باشم So one last time پس واسه آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای One more time یه بار دیگه I promise after that, I’ll let you go بعدش بهت قول میدم که بذارم بری Baby, I don’t care if you got her in your heart عزیزم، برام مهم نیست که اون توو قلبته All I really care is you wake up in my arms تنها چیزی که برام مهمه اینه که توی بغل من بیدار شی One last time برای ـآخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای One last time برای آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای… **********همینطور که باهندزفری حال میکردم داشتم یه غلط دیگه هم میکردم :))داشتم قیافه الیا رو شبیه جوکی ها میکردم خخخخخ:))حالا خط چشم تا بالای ابرو رو لب تا چونه دماغشم با رژ لب قرمز رنگ کردم و روی گونش یه امضا زدم: امیدوارم خوشت بیاد عزیزم؛ از طرف مارینت و زیرش رو امضا کردم:)اووو گاااااش هنوز کاری که با سوسکای زردم نکردم:) آروم و آروم سمت چادر گروه کلویی رفتم^-^ اوخییی عزیزم چه بامزه خوابیده دختره زشت خودش که جوکی هست بدترش میکنم:)h! It’s Iggy Iggs! این (که میخونه) ایگی ایگسه I got one more problem with you girl دختر با وجود تو یه مشکل بیشتر دارم One less one less! یکی کمتر، یکی کمتر Problem یه مشکل کمتر [Ariana Grande:] Hey baby even though I hate ya! هی عزیزم گرچه از تو متنفرم I wanna love ya میخوام عاشقت باشم I want you! میخوامت And even though I can’t forgive you و گرچه نمیتونم ببخشمت I really want ta واقعا میخوامت I want you! میخوامت Tell me, tell me baby بگو، عزیزم بگو به من که Why can’t you leave me? چرا نمیتونی تَرکم کنی Cause even though I shouldn’t want it چون گرچه نبایت اینو میخواستم I gotta have it باید بدستش بیارم I want you! میخوامت Head in the clouds کَلَم تو ابراست و Got no weight on my shoulders چیزی رو شونه هام حس نمیکنم I should be wiser باید عاقلتر میبودم And realize that I’ve got و میفهمیدم که [Big Sean:] One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Big Sean:] One less problem without ya بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Ariana Grande:] I know you’re never gonna wake up میدونم که تو هرگز نمیخوای از خواب (غفلت) بیدار بشی I gotta give up میخوام بیخیالت بشم دیگه But it’s you! ولی خب، تویی آخه I know I shouldn’t ever call back میدونم هرگز نمیبایست دوباره بهت زنگ میزدم Or let you come back یا بزارم برگردی But it’s you! ولی خب، تویی آخه Every time you touch me هروقت نوازشم میکنی And say you love me و میگی عاشقمی I get a little bit breathless یک کم نفس کم میارم I shouldn’t want it نباید اینو میخواستم But it’s you! ولی این تویی آخه Head in the clouds کَلَم تو ابراست و Got no weight on my shoulders چیزی رو شونه هام حس نمیکنم I should be wiser باید عاقلتر میبودم And realize that I’ve got و میفهمیدم که [Big Sean:] One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Big Sean:] One less problem without ya بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Iggy:] It’s Iggy Iggs! این (که میخونه) ایگی ایگسه Uh! آه What you got? چی تو چنته داری Smart money bettin’ پول واسه شرط بندی I’ll be better off without you In no time بهتره واسه همیشه بیخیالت بشم I’ll be forgettin’ all about you بهتره راجع به تو همه چیو فراموش کنم You saying that you know میگی میدونی But I really really doubt you ولی واقعا شک دارم بدونی Understand my life is easy When I ain’t around you فهمیدم وقتی دورو برم نیستی زندگیم چقد راحته Iggy Iggy ایگی ایگی Too biggie to be here stressin’ مشکل بزرگیه، اینجا بودن (واسم) پر از استرسه I’m thinkin’ I love the thought of you دارم فکر میکنم عاشق فکر کردن به تو شدم More than I love your presence بیشتر از اینکه عاشق وجوت در اینجا باشم And the best thing now و بهترین کاری که الان میتونی بکنی Is probably for you to exit شاید بهتره بزاری بری I let you go میزارم برم Let you back میزارم برگردی I finally learned my lesson! آخرش درس گرفتم No half-stepping نصفه نیمه قدم بر ندارم Either you want it or you just playin’ یا میخوای یا داری بازی در میاری I’m listening to you knowin’ دارم بهت گوش میدم و میدونم که I can’t believe what you’re sayin’ نمیتونم حرفاتو باور کنم There’s a million you’s baby boo ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ So don’t be dumb پس احمق نباش I got 99 problems من 99 تا مشکل دارم But you won’t be one Like what! ولی تو یدونشونم نیستی [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر Head in the clouds کَلَم تو ابراست و Got no weight on my shoulders چیزی رو شونه هام حس نمیکنم I should be wiser باید عاقلتر میبودم And realize that I’ve got. . . . (I’ve got) و میفهمیدم که [Big Sean:] One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Big Sean:] One less problem without ya بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Big Sean:] One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر(پ.ن: من اینجا به مارال گفتم تو هر قسمت دوتا اهنگ میذاری تموم نشن تازه فهمیدم نزدیک۱۰۰۰ تا اهنگ اینگلیسی داره:/)موهاشو رو جیگلی بیگلی کردم(منظورش اینه که یعنی روش کار های وحشیانه انجام دادم:/) یه رنگ سیاه گرفتم و تمام صورتش رو سیاه کردم یه سایه ی جوکی و رنگ رژ لبش که جوکی بود رو تا پایین کشیدم +ای جانم چقدر دلم خنک شد:) سمت چادر خودم برگشتم و کورالین و رامونا رو دیدم که دارن با دهن باز نگام میکنن +یه وقت منو با نگاهتون قورت ندین یه وقتااااا:/ کورالین:این امکان ندارهههه تو با الیا چیکار کردیییییی؟لباساااتتتتت؟؟مدل حرف زدنتتتتتتتتتت؟! اما من کههههه سحر ابراز احساسات رو برات خوندمممممممم (از زبون رامونا):روم رو به طرف کورالین کردم و با هم گفتیم:ورد رو اشتباه انجااام دادیمممم کورالین:کتابوووو سریععع بیارررر نگاهییی به مرینت انداختم به پوزخند کوچکی رو لبش بود و فقط داشت اهنگ گوش میداد کتاب رو سریع اوردم صفحه۱۴۴ &بخونششششش *اینجا نوشته ورد رو باید دو بار بخونین و من سه بار خوندممممممم و این یعنی کههه……… &یعنییی چیییییی؟! *مرینت شیطون و یه دختر بد تبدیل شدهههههه! با این حرف از حال رفتم و چشمام سیاهی رفت……………(از زبون کورالین):این ورد اگه تا یه هفته باطل نشه مرینت یه دختر شیطانی تا ابد میشه! و رامونا از حال رفت!!!واییییی خداااااا من هنوززز بلد نیستممممم ورد شیطونی رو باطللل کنممممممم ما تازه تا صفحه۳۰۰ یاد گرفتیم و باطل کردن اون تو صفحه ی ۵۲۰ هستتتتتتتتت!!!!!!!وایییی خداااااااااا من چیکااااااار کردمممممممممممممممممم؟!!!!! باید سریع ببرمش پیش استادم…استاد مائول اما ما که الان تو اردو هستیمممممم!حتی اگه یک ثانیه از اون مدت بگذره مرینت……………واییییییییی نمیتوووونمممم به زبووون بیارمششششششش حالا باید چیکاررر کنمممممم؟!تازه مرینت لیدی باگه و اگه لیدی باگ شیطانی بشه………تیکی جیغ زد:دنیا نابووود میشهههههههه +اه تیکی کورالین خفه شین نمیگن لالیدددددد:/ صدای جیغغغغغ کلوییی الیا رو بیدار کرد………برای پارت بعدی=۵۰ نظر چطور بود؟؟!


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

من عاشق این عکسممممم

شنبه 12 خرداد 1397 04:05 ب.ظ

نویسنده : marinettte
ارسال شده در: لدرین , ماریکت , ادرین/کت نوار , لیدی باگ /مارینت ,



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 12 خرداد 1397 04:11 ب.ظ

Characters of the miraculous game

یکشنبه 6 خرداد 1397 04:35 ب.ظ

نویسنده : Ashley
ارسال شده در: لدرین , ماریکت , ادرینت , لیدی نوار , ادرین/کت نوار , لیدی باگ /مارینت ,



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 6 خرداد 1397 04:38 ب.ظ

کمیک : وقتی پلک لج کنه

یکشنبه 6 خرداد 1397 04:28 ب.ظ

نویسنده : Ashley
ارسال شده در: کمیک , لدرین , ماریکت , ماریکت , ماریکت , ماریکت , ادرینت , ادرینت , ادرینت ,
خ



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 6 خرداد 1397 04:33 ب.ظ

توضیح مختصری از میراکلس

جمعه 7 اردیبهشت 1397 07:19 ب.ظ

نویسنده : Ashley
ارسال شده در: خاطرات یک میراکولر*-* , لدرین , ماریکت , ماریکت , ماریکت , ادرینت ,
بعله داشتم همین جور تو نت می‌چرخیدم که با اینا مواجه شدم





نظر یادتون نره



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 7 اردیبهشت 1397 07:27 ب.ظ

*عشق دروغ*قسمت۷*

جمعه 7 اردیبهشت 1397 03:39 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
دیروز تو استخر داشتم غرق می‌شدمم:| رونیکا نجاتم داد-_- این قسمت هم تقدیم بهش ****************(از زبون رامونا):خانوم باسیتر ما رو به همه معرفی کرد کنار کورالین بغل میز مرینت و الیا نشستیم عه پس این کله زرده ادرینه؟-_- خیعلی خوب:)******(از زبون کورالین):جلسه اولی هیچی نفهمیدم:||||فقط همینا رو فهمیدم:زر زر زر زر زر:/ تا زنگ خورد خوب حالا باید بریم رفتار ادرین رو ببینیم که چطوری با مری رفتار میکنه:)مرینت:بچه ها شما برای اردو هفته بعد هیجان ندارین؟!!! من و رامونا:کدوممممم اردووووو؟!!!!! مرینت:وا مگه گوش نکردین چی گفت؟ رامونا: نه بابا تو هپروت بودیم:/ مرینت:اه-_- قراره بریم مارسی من:اخخخ جوننننن حالا با کدوم گروهیمم؟ مرینت:فردا قرعه کشی میشه^_^ الیا:خیلی خوببببب میشه با این کلویی نباشیم-_- من:کلویی کیه!؟ مرینت:یه دختر که همش به ادرین میچسبه و چون پاپاش شهردار پاریسه فکر میکنه خیلی معروفه:/رامونا:گرفتم همینطور که داشتیم حرف میزدیم ادرین با یه پسر دیگه اومدن سمتمون -سلام من ادرینم اینم نینوئه رامونا:خودم میدونم-_-منم رامونام و اینم کورالینه ادرین:از کجا میدونستین؟۰-۰ ای خاک تو سرت رامونا خنگول:/ سوتی داد به این زودیییییی!!!! رامونا:اممم مرینت همه بچه ها رو بهم معرفی کرد عجب دروغی:/ الیا: اهم اهم خوب بچه ها احتمال اینکه ما با هم باشیم خیلی زیاده چون نزدیک همیم (قرعه کشی رو بچه ها خودشون اسمشون رو مینویسن و به ترتیب میدن) ادرین:اره انگار بهتره برم فردا وقت بیش‌تری واسه صحبت کردن پیدا میکنیم مرینت :باشه خداحافظ ادرین خداحافظ نینو اه اه چقدر من از ادرین بدم اومد-_-مرینت به اینننن هلوییییییییییییییییییییی:/******


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*عشق دروغ*قسمت۶*

جمعه 31 فروردین 1397 11:35 ق.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: لیدی باگ /مارینت , ادرین/کت نوار , ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
میدونم اولاش زیاد جالب نی………ولی از یه قسمت به بعد باحال میشه*-*پس لطفا نظر بدینننننننن………………آنچه گذشت:مرینت هویتش رو به رامونا و کورالین گفت*-*. (از زبون رامونا):-وقت سلفیهههه لیدیییی جونممممممم کوریییی تو لطفا اون طرف وایسا میخوام تنهایی با لیدی بگیرم *وای آنقدر نگو لیدی من مرینتممممم*-* تیکی:رامونا هویت مرینت یه رازه مگه اینکه کسی بفهمه نباید هی بگی لیدی-_- -باشه خوب! (فردا):خوب وقت ماموریتهههه*-*رامونا پاشووووو قرار شد تو بچه بشی منم مامان-_-(چه نقشه ای کشیدین واقعا:/)*کوری فکر نمیکنی خیلی چرته؟اخه ادرین به چی حسودی کنه!؟ما دختریم :/ (عجب نقشه ای:||) -پس باید یه پسر گیر بیاریم:/فعلا ماموریت کنسله ولی باید به مری یاد بدی چجوری مخ ادرینو بزنه اصلاااا اون کیووو دوس داره؟!!!مرینتتت به این هلویی(هلوش از جنس کفشدوزکیش:|||)*خیلی خب پس باید به مری یاد بدیم که بهش بگه دوست دارم:/-خیلی خب تو برو لباست رو بپوش *باشه. (از زبون مرینت):کورالین و رامونا داشتن میومدن مدرسه ما راستش خوشحالم اینطوری هم با الیا هستم هم با اونا البته انگار همشون میخوان منو به زور به ادرین بچسبونن-۰- اخه من نمیتونممممم از کجا معلوم خراب نکردم:(صبحانه رو خوردم و با مامان خداحافظی کردم و دم در خونه رامونا و کورالین منتظر موندم(چه عجب دیر نکردی-_-)-اومدیم!زیاد موندی اینجا؟ -نه تازه اومدم اتفاقا *خوب پس بریم فقط یه سوال مری؟ -بله؟ *چرا به ادرین نمیگی که……؟ -میخوام بگم اما…… *خیلی خوب پس منو کورالین کمکت میکنیمممممم -نیاز نیست *چرا هست تو هیچی نگو -اه باشهههه-_- *اینجاست؟ -اره بیاین تو -اوممم مری تو اینجا فرندی داری؟ -اره الیا هست^_^ *اهان -اونا اونجاست! *اخیش معلم نیومده-_- الیا:دختر دیروز کجا بودی؟!نگرانت شدم!اینا کین؟!میشناسیشون؟! -خوبم خوبم!اره دخترخالم و دوستش تازه اومدن اینجا از کانادا اومدن &اوه سلام من الیا سزر هستم خوش اومدین *این حرف ها رو ولش چرا مری نمیتونه مخ ادرین رو بزنه؟(از همین الان شروع کردن به این بحث) &اوه تو هم میدونی؟!=))پس بهتره نقشه بکشیم فعلا نه!چون ادرین الان اومده ببین! -آیی اوه ببخشید معرفی نکردم من کورالینم اینم راموناس *-*


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*معجزه گر ها*قسمت۳ پارت۲*

شنبه 25 فروردین 1397 11:01 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: لیدی باگ /مارینت , ادرین/کت نوار , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان معجزه گر ها ,
چون کم بود بیش‌تر میکنم*****تیزر داستان:همه چیز از اون زمان شروع شد که خواستیم بریم فرانسه به نظر من همه چیز بد به نظر میومد یه مدرسه جدید....دوستی جدید...شهر جدید....اما بعدا فهمیدم این بهترین اتفاق زندگیم بوده....این مهاجرت نه تنها زندگی منو تغییر داد بلکه منو هم تغییر داد:)چون الان من یه قهرمان هستم*-* و حالا مرینت: در روز ها مرینتم....یه دختر عادی با یه زندگی عادی……اما من یه چیزی دارم که هیچ کس در مورد اون چیزی نمیدونه……چون من یه راز دارم:) ********(از زبون ملودی):تند تند رفتم تو سالن دیر کرده بودمممممم………دقتی به هم اتاقی هام نکردن فقط شماره اتاق خوندم و سریع رفتمممم*-*-اوه سلام چرا عجله داری؟من برلیان الن هستم خوش اومدی +چون دیر کردمممم منم ملودی سازرس هستم خوشبختم -نه بابا هنوز یک ساعت تا شروع کلاس مونده بیا بشین *سلام من انیکام اینم و زارینا و میوسا و ملیسا -سلامممممم منم ملودی سازرسممم خوشبختم*-* +ما هم همینطور داشتیم در مورد خودمون حرف میزدیم بیا بشین با هم حرف بزنیم -باشه(از زبون کورالین):سارا بدبخت داشت همه کار ها رو می‌کرد و من رامونا هم داشتیم آهنگ گوش میدادیم*-*خانوم ژاکلین هم اصلا با ما حرف نزد و الانم داره خودش رو آرایش میکنه-_- دلیا هم رفته حموم-_- کلا یه وضعی:||||(از زبون میرل):اتاق یک دقیقه ای درس شد*-*از بس ما همکاری داریم(عجبا یک دقیقهههههه؟!!!!) خوب دیگه بسه نظر یادتون نعره*-*


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*معجزه گر ها*قسمت۳*

شنبه 25 فروردین 1397 09:56 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: لیدی باگ /مارینت , ادرین/کت نوار , ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان معجزه گر ها ,
. تیزر داستان:همه چیز از اون زمان شروع شد که خواستیم بریم فرانسه به نظر من همه چیز بد به نظر میومد یه مدرسه جدید....دوستی جدید...شهر جدید....اما بعدا فهمیدم این بهترین اتفاق زندگیم بوده....این مهاجرت نه تنها زندگی منو تغییر داد بلکه منو هم تغییر داد:)چون الان من یه قهرمان هستم*-* و حالا مرینت: در روز ها مرینتم....یه دختر عادی با یه زندگی عادی……اما من یه چیزی دارم که هیچ کس در مورد اون چیزی نمیدونه……چون من یه راز دارم:) ******************************************************************************انچه گذشت:**(از زبون میشل):به مدرسه رسیدم*-* و از مایکل جدا شدم داشتم راه میرفتم که به یکی برخورد کردم………………… ********************************* صورتم رو گرفتم بالا یه دختر مو سرمه ای و چشم سبز ابی رو به روم بود با موهای خرگوشی که خیلی از نظر من خوشگل بید*-*-اه معذرت میخوام من خیلی دست و پا چلفتی ام اصلا حواسم نبود میتونم کمکت کنم؟+اوه اشکالی نداره منم کمکت میکنم به نظر خیلی مهربون میومد:)+تو هم تازه اومدی اینجا نه؟-اره کلاس هفتمم +وای چه جالب*-* منم هفتمم میشل سزر هستم -از آشناییت خوشبختم میشل منم مرینت دوپان چنگم^_^. +راستش فکر نمی کردم آنقدر زود دوست پیدا کنم -منم +خوب بیا زودتر بریم ببینیم هم اتاقی خوابگاهمون کیه!-باشه*-*. *******************************************(از زبون رامونا):روز اول مدرسه داشتیم تو حیاط چت میکردیم اونم با کی؟ با مامان و بابا-_- کورالین:استاد نمیخوای بریم ببینیم با کی افتادیم-_- -یه لحظه صبر کن نوشتن بوس بوس*-* صبر کن منم جوابشو بدم +رایلی پاشو دیگه پسرا زودتر از ما رفتنننننن باز ما عقب موندیم-_- *صبر کن مامانم نوشته عزیزم مواظب خودت باش +جودی تو چییییییی؟! ^صبر کن بابا نوشته مواظب اون خواهر کله شقت(کییییی من؟!!!!!)باش +عجبا کله شقم شدیم:||||| اصلا خودم رفتم بقیه:اومدیم +وا:/ **************************(از زبون سارا):تو سالن منتظر بودم گفته بودن دو یا چند تا اتاقه که با یه در به هم وصل میشه حالا ممکنه از شانس ما باید ببینیم چند تاست *********(از زبون الکسا):تو سالن بودم و منتظر جوابا …………اخیش اومد حالا باید اسممو پیدا کنم صبر کن………نوشته الکسا یانا - میرل لی-لولا کیم-لیلا روماک - ویولا سیدن حالا باید برم اتاق های روبرو و کنارمون رو ببینیم -_-………………(از زبون انیکا):اتاق منو نوشته بودن انیکا رابرز-میوسا وی-ملیسا ریوراا-اریکا لی-برلیان الن-زارینا دیوید………………………(از زبون مرینت): با میشل رفتیم تو سالن اسمامون رو نوشته بودن:مرینت دوپان چنگ-میشل سزر-جودی گیتس-رایلی ولف-انابلو دنیسا-کارمن جونز -وای مرینت باهم افتادیم! +وای اره خیلی خوشحالممممم*-* (از زبون کورالین):اسمامو اینطوری نوشته بودن:سارا استروس-کورالین گیتس-رامونا ولف -ژاکلین گارن-دلیا میرن -اه رایلی تو تو اتاق روبرویی؛( *اشکالی نداره بازم بهم نزدیکیم خیلی -اره ولی حیف ولی جودی باهاته +خیلی خب بهتره بریم اتاقامون -طبقه ۱۲ ایم*-* اوهوم بریم(از زبون برلیان):طبقه ۱۲ بودیم بی درنگ (مثلا من خیلی ادبی میحرفم-_-)رو تخت ولو شدم -سلام من زارینا دیوید هستم +خوشبختم زارینا منم برلیان الن هستم امیدوارم بتونیم دوستای خوبی باشیم*-* -منم همینطور^_^ *خیلی خب منم انیکاممم انیکا رابرز موهای انیکا قهوه آیی بود با چشم های سبز ابی کلا خیلی خوشگل بید*-* -منم برلیانم اینم زاریناست امیدوارم دوستای خوبی بشیم *منم همینطوررررررررر راستی کلاس چندمین؟ من و زارینا:هفتم -عه چه جالب منم هفتمم*-* -این که خیلی عالیه (از زبون مرینت): با میشل رفتیم تو اتاق سریع وسایل رو گذاشتم و اتاق رو مرتب کردیم تا دو نفر دیگه هم اومدن -سلامممم من رایلی ام و اینم جودیه دختر خالم*-* +اوه از آشناییت خوشبختم من میشل سزر هستم اینم مرینت دوپان چنگ که تازه باهم آشنا شدیم^0^ -اهان خوبه پس بیاین اتاق رو درست کنیم -باشه!:) (از زبون سارا):تو اتاق جدیدم رفتم*-* چه خوشگلههههه یه رو دیواری صورتی داشت یهو یکی پشت سرم با صدای خیلی بلندی گفت:اخیششششش اینم اتاق جدیدموننننننننهههه:) که سه متر اون ور تر پریدم:/+اوه ببخشید نمیخواستم بترسونمت من کورالین گیتس هستم اینم رامونا ولفه ما دخترخاله آییم=)))) -اهان منم سارا استروس هستم خوشبختم بیا اتاق رو درست کنیم رامونا و کورالین با هم:نعععهههههه الااااان؟(اثرات چت کردن با مامان و بابا-_-)(از زبون میرل):تو اتاق طبقه ۱۲ رفتم نسبتا طبقه خوبی بود تخت رو به دیوار رو انتخاب کردم و چمدون رو انداختم اون ور +سلام من الکسا هستم الکسا یانا. -خوشبختم الکسا منم میرل هستم میرل لی +وای میرل تو خیلی موهای خوشگلههههه*-* -واقعا؟من احساس میکنم شبیه پیرزن هاست:( +نه اتفاقا خییلییییی ناژهههههه^0^-مرسییییییی ‌(پ.ن:چقدر من بچه خوبیم این وقت شب موقع مدرسه براتون میزارم:||||قسمت بعد۳۰۰ نظر)


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*معجزه گر ها*قسمت2*

شنبه 25 فروردین 1397 04:43 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: لیدی باگ /مارینت , ادرین/کت نوار , ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان معجزه گر ها ,
بابت تاخیر ببخشید و چون تاخیر کردم و قسمت یک ۶۰۰ تا نظر داشت برای قسمت بعدی فقط ۱۰۰ تا نظر میخوام^_^ و عکس های بعضی هاتون رو نویسنده مرینت گذاشت^-^ بقیه تو پارت دو هستید و درباره این که من چرا نتونستم عکساتون رو بزارم اینکه میهن بلاگ من خرابه و قسمت متنش باز نمیشه و من آدرس عکسا رو میدم و مرینت جون میزاره امیدوارم خوشتون بیاد. . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . تیزر داستان:همه چیز از اون زمان شروع شد که خواستیم بریم فرانسه به نظر من همه چیز بد به نظر میومد یه مدرسه جدید....دوستی جدید...شهر جدید....اما بعدا فهمیدم این بهترین اتفاق زندگیم بوده....این مهاجرت نه تنها زندگی منو تغییر داد بلکه منو هم تغییر داد:)چون الان من یه قهرمان هستم*-* و حالا مرینت: در روز ها مرینتم....یه دختر عادی با یه زندگی عادی……اما من یه چیزی دارم که هیچ کس در مورد اون چیزی نمیدونه……چون من یه راز دارم:) ****************************************************************************** *********************************** (از زبون برلیان):تند تند موهامو شونه کردم*-* امروز روز اول مدرسمه البته اول روزیه که دارم تو یه مدرسه شبانه روزی میرم^-^ خیییلی خوبه چمدون ها مو دم در گذاشته بیدم:)واسه یه مدرسه جدید و دوستای جدید خیلی هیجان داشتم*-*بگذریم من برلیان الن هستم راستش خواهر و برادر ندارم و تک فرزندم:)عاشق آهنگ گوش کردنم*-* و رفتن به جاهای جدید:)تند تند از پله ها رفتم پایین مامان:دخترم چرا عجله داری هنوز یک ساعت مونده!*-* -میدونم مامان ولی از پاریس تا مارسی یه نیم ساعتی راه هست پس فقط نیم ساعت وقت دارممممم *تو نیم ساعت میتونی کلی کار کنی و بعدشم لباست برعکس پوشیدی-_- -وای خدا!!!!!!! *******************************************************************************************************************************************************************************************************************************************(از زبون میشل):برای مدرسه شبانه روزی آماده آماده بیدم:))یه لباس سفید با طرح گل و جکت سیاه و شلوار صورتی پوشیدم*-* راستش من میشل سزر هستم یه مدل :) مدرسه ای که دارم میرم یه مدرسه خیلی خیلی بزرگه و شبانه روزی و معروفه:)برای تموم اتفاقات هیجان انگیز امادم مثل کلی دوستتتتت^-^راستش من یه برادرم دارم که اونم قراره با من بیاد اونم اسمش مایکل هس و یک سال با هم اختلاف سنی داریم و این خیلی خوبههههه چون میتونم اون رو هم ببینممم*-*سریع رفتم پایین تا صبحونه بخولممممم*-* معلولا همیشه زودتر از مایکل میرم^_^************************************************************************************ (از زبون ادرین):بابا و ناتانیل تصمیم گرفتن که من برم به یه مدرسه شبانه روزی حداقل بهتره از شر این جو سنگین خلاص میشم:(راستش من ادرین اگرست هستم مادرم چند سال پیش ما رو ترک کرد از اون موقع هم جو خونه سنگینه غذا رو آروم آروم میخوردم مدرسم تا خونه فاصله زیاد داره چون تو یه شهر دیگس………در واقع من اصلا هیجان ندارم********************************************************************************** (از زبون سارا):داشتم میرفتم به یه مدرسه شبانه روزی تو مارسی*-*راستش یکم دلم برای النا تنگ میشه هر چند که تو این مدت هیچ خوشی واسم نداشته-_- خب النا خواهر کوچکی بنده هست خیلی لوس و لجبازه فقط چیز خوبش اینه که مهربونه :/موهای بلوندم رو شونه کردم و به یه طرف گیسش کردم*-*راستش من برای رفتن به یه مدرسه جدید خوشحالم*-* چون از شر سبزیجات خونه خلاص میشم!شوخی کردم-_- کلا خوبه دیگه:/ صبحانه رو خوردم و به سمت ماشین محافظم رفتم************************************************************************************************* (از زبون لولا):با هیجان از خواب بیدار شدمممممم*-* اونم بدون الارم!!!!این یه رکورده باید تو گینس ثبت کنن(وا*-*)خیلیییی خوب من لولا کیم هستم یه مدلینگ عاشق درست کردن غذاممممم*-*و همینطور رمان نویسی^_^ موهای عسلیمو بستم و یه کرم لب زدم که لبام خشک نشه و چمدون قرمزمو گرفتم لقمه بدست سوار ماشین شدم*-*قراره برممممم مدرسه شبانه روزیییییییی خودممممم تنهایییی!*************************** (از زبون اریکا):امروز اول سپتامبره یعنی باید برم مدرسه-_- عققققققق:/ اونم مدرسه جدید؟!!!اونم شبانه روزییییی!؟اونم تو یه شهر دیگهههه؟!اونمممم تنهایی؟!(واااااا-_-)موهای بلوندمو گیس کردم و دو طرف انداختم اه کی میتونه الان لبخند بزنه!!؟یه کروسان(اگه نمیدونین چیه یه نونه که توش شکلات داره و تو فرانسه میخورن و خیلی خوشمزسس=)) و چایی خوردم و چمدون سبزم برداشتممم خداحافظ تابستون زیبا(منم موقع رفتن به مدرسه همینو گفتم-_-)سوار ماشین شدم من تک فرزندم یه مامان و بابا دارم که خیلی خوبن اما امروز چون کار داشتن نتونستن منو ببینن دختره شوخ طبع و خوشگلی هستم البته تعریف از خودم نباااشه ها همه میگن-_-*************************************************************** (از زبون زارینا):دارم رفتن به یه مدرسه شبانه روزی رو تجربه میکنم!اونم برای اولین بار*-*خیلی خوشحالم من یه دختر تک فرزندم و زود عصبانی میشم و در واقع یجورایی حساسم و مهربون و وفادار و تمرین صدا پیشگی رو خیلی دوست دارم چون خودمم میخوام یه روز یه صدا پیشه بشم مدرسم تو مارسی بود یعنی شهر خودمون چمدون بزرگمو برداشتم مامانم پرش کرده بود-_- امیدوارم چیزای خوبی ریخته باشه:/-خداحافظ مامان+صبحانه نمیخوری؟-نه یه شیر خوردم سیرمم+باشه خداحافظ زارینا دلم برات تنگ میشه جواب تلفن های من و بابات هم بده -چشم خداحافظ+خداحافظ زارینا********************************************************************************************************************* (از زبون رایلی): امروز اول سپتامبره و مثل همیشه همه خوابن و من زودتر از همه بیدار شدم-_-داریم میریم به یه مدرسه شبانه روزی تو مارسی که خیلی بزرگه خوب دیگه برم خواهرم و برادرم و دختر خاله هام و پسرخالم (بدبخت این همه رو باید بیدار کنه:/)-هوووییییی رامونااا پاشووووووو چه وضع خوابیدنه اخه بالشت رو تمام تفی کرده بود-_- کورالینننننن پاشووووووووووو وای خدا این که دیگه برعکس خوابیده(حواست باشه چی میگیااااا-_-) فییییلیییکسسسسسسسسس جودییییییییییییییییی هرییییییییییییییییی استیییییییینننننن(کوفت=/)همه باهم:هااان؟*-* بدویین مدرسه دیرررر شدههههههههههههه *ای خاک تو سرمممممممم (چندی بعد):همه چمدون به دست از خونه مامان بزرگ و بابابزرگ باب و لورا اومدیم بیرون**************************(از زبون میشل):به مدرسه رسیدم*-* و از مایکل جدا شدم داشتم راه میرفتم که به یکی برخورد کردم…………………


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: معجزه گر ها ,
آخرین ویرایش: - -

*معجزه گر ها*قسمت اول*

پنجشنبه 23 فروردین 1397 04:45 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: لیدی باگ /مارینت , ادرین/کت نوار , ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان معجزه گر ها ,
بلاخره گذاشتمش:))ذوق نکنید برا قسمت بعد 400تا میخوام-_- چون این داستان رو خیلی دوست دارم شاید به انگیلیسی ش هم گذاشتم^-^ تیزر داستان: همه چیز از اون زمان شروع شد که خواستیم بریم فرانسه به نظر من همه چیز بد به نظر میومد یه مدرسه جدید....دوستی جدید...شهر جدید....اما بعدا فهمیدم این بهترین اتفاق زندگیم بوده....این مهاجرت نه تنها زندگی منو تغییر داد بلکه منو هم تغییر داد:)چون الان من یه قهرمان هستم*-* و حالا مرینت: در روز ها مرینتم....یه دختر عادی با یه زندگی عادی……اما من یه چیزی دارم که هیچ کس در مورد اون چیزی نمیدونه……چون من یه راز دارم:) ****************************************************************************** (از زبون کورالین): -زییییییییینگگگگگگگگگگگگگگگگگ زیییییییینگگگگگگگگگگگ(خدایی چقدر این الارم ها رو مخن-_-) +اه کی ساعت ۱۲ شد؟:/ تو یکی خفه-_- صدای جیغ از اتاق رامونا میومد………راستش الان ما تو خونه پدربزرگ و مادربزرگمون هستیم باب و لورا*-*که البته امروز باید بریم:(اهان رامونا دخترخالمه(با اندکی تغییر:||) حالم دیگه داره از همه چیز بهم میخوره همه چیز بهم ریختس……اون از شغل بابا……اینم از من -جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغ کمممممککککککککککککککککککککک‎ککککککککککککککککککککککککککک اه نمیذارن تو خلوت خودمون خوش باشیم که-_- گفتم اوضاع همه چیز خرابه. -چیشده رامونا چرا اینقدر جیغ می‌زنی؟!!!! با دیدن اون صحنه کپ کردممممممم0-0 فیلیکس(پسر خالم) داشت رامونا رو از پنجره مینداختتتتتتتت۰-۰. -فیلییییکسسسس! داری چه غلطی میکنیییییییییی؟!!!!! ^مگه نمی بینی؟-_- دارم میندازمش دور خیلی رو مخه:/. وقتشه که از جادو کمک بگیرم با جادوی صورتی رامونا اوردم کنار خودم :) باید یه چیزی رو بگم………خب راستش ما آدم های عادی نیستیم (حیوون نیستیم-_-)ما تو مدرسه هامون جادو و تغییر شکل حیوونی(آخرش هم حیوون در اومد:||)و زمان و ذهن خوانی و…………داریم. اما درس های ریاضی یا چمیدونم اینا هم داریم ولی اونا بیش‌تر مثلا من جادوم خیلی قویه ولی رامونا توش افتضاحه……………………/•_•\. و هر کی تو اون درسا یه مهارت رو داره و خداروشکر اونا نمره ای نیستن…………هر کی مهارت خودش:)و تو جادو ها هم باید بگم که هر کی جادوش یه رنگی داره مال من صورتی کم رنگه*-*………………خوب بهتره ادامه رو بخونیم. +پسره ی حیوون بگیر بخور. کفش پاشنه بلند فیروزه ایش رو به سمت فیلیکس پرت کرد ولی جاخالی داد و فرار کرد-_- +پسره ی بیب حالم ازش بهم میخوره اگه نیومده بودی الان پام شکسته بود. -قبول کن تو هم خیلی رو مخیی=/یکم جادو یاد بگیری بد نیستا§. +عزیزم هر کی مهارت خودش من که مثل تو جادوم خوب نیس که=/من تو تغییر شکل حیوونی خوبم(عااااااااااااااا-_-). -باوشه باوشه!چمدونت رو جمع کردی؟ بعدازظهر حرکت داریم به سمت فرانسه +میدونم اره بابا من که دلم برای کانادا خیلی تنگ میشه(نکته:کشور فرانسه و کانادا هر دو به زبون فرانسوی حرف میزنن). **************************************** (از زبون مرینت): قراره برم به یه مدرسه شبانه روزی…………از اسمش خیلی میترسم حتی باید از خانواده هم دور باشم(نکته:اینجا مرینت هنوز میراکلس نگرفته و ادرین رو نمیشناسه)راستش من تک فرزندم………همین که تنها بودم الان تنها ترم میشم:(………………سرم رو به دیوار چسبوندم…مدرسه تو شهر مارسی هست یعنی یه شهر دیگه(نکته:مارسی یکی از شهر های فرانسه س) وای مرینت!………………………. مثبت باش:(اونجا بهترین مدرسه کشوره :)از کجا معلوم یه دوست پیدا نکنی؟یا حتی شاید عاشق اون مدرسه شی؟یا عاشق جادو بشی؟. یا عاشق یک نفر بشی؟(ای منحرف از همین الان به فکر عاشق شدنه:|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||). فردا اول سپتامبره یعنی باید باید برم مدرسه ………………. ********************************* (از زبون ژاکلین): مثل همیشه موهای قهوه آییم رو شونه کردم و به چشمای سبزم نگاه کردم خوشبحال پسری که قراره من مال اون شم(ای خود شیفته:||||||||||||||) قرار بود فردا برم تو یه مدرسه شبانه روزی خیلی معروف برای همین خیلی هیجان دارم*-*. راستش من مدل معروف کشور ایرلندم*-* ولی بخاطر مدرسه شبانه روزیم اومدم مارسی چون اونجا یه مدرسه خیلی معروف داره. ناخن هامو لاک قرمز زدم موهامو گیس کردم و رو شونم انداختم یه شلوار جین با یه لباس صورتی و کتی که زمینه ی سفید داشت و رنگ های صورتی هم دور برش پوشیدم و یه کفش ابی ساده خیلی خب!!!!!!! من اومدمممممممم مدرسهههههههههه*-* ******************** آنچه که خواهید خواند: به یه دختر برخورد کردم……………………… پیش نوشت:مرینت جون میشه من آدرس عکس ها رو بهت بدم و تو بزاری؟ممنون میشم*-*و اونایی که نیومدن قسمت بعد میاین^-*قسمت بعدی خیلی طولانیه چون همه هستن:))))واسه همین نظر زیاد خواستم:)و نوشتن این واسم یک ساعت و پنج دقیقه دقیقا طول کشید!!!!چون من اینا رو از قبل ندارم و واسه این داستان خیلی دارم زحمت میکشم ممنون:) نویسنده کورالین


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: لیدی باگ , معجزه گر ها ,
آخرین ویرایش: - -

خبر مهم

دوشنبه 20 فروردین 1397 07:33 ب.ظ

نویسنده : Ashley
ارسال شده در: لدرین , ماریکت , ماریکت , ماریکت , ادرینت , ادرینت ,
با سلامی مجدد به همه
من چند ماه پیش یه خبر تو اینستا خوندم که فک کنم شنیدش خوش حالتون میکنه
چون عکسشو از گالریم پاک کردم فقط ترجمه رو بهتون میگم
خب بریم سراغ ترجمه:
در سال 2038 فصل14 miraculous ladybug پخش خواهد شد
آدرین و مارینت حالا 3 تا بچه دارن
مارینت لباس لاکچری کوامی ها رو طراحی میکنه
کلویی ملکه جهانه
آلیا هم مالک توییتره
خب تموم شد کامنت یادت نره
به قول خواجه نرگس الملک (چی گفتم):
هر که کامنت ندهد به این پست ...
مودم وای فایش بشود محو
پس کامنت یادت نره



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 فروردین 1397 07:57 ب.ظ

جک های میراکلسی من*-*

شنبه 18 فروردین 1397 03:06 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین ,
.حرف یک آدم معروف: من هنوز ۱۵ سالم نشده و هنو.ز اینستاگرام ندارم ولی همه منو میشناسن ادرین:بابا من هنوز وجود خارجی ندارم ولی همه منو میشناسن-_- **** وضعیت یک میراکولر پس از دیدن کلویی بی آرایش: یااااا حضرررتتت جن الله این دیگهههه چه موجودیهههههههههههههx-x *** مرینت: دیشب از مامانم پرسیدم شام چیه گفت پرچم فرانسه فهمیدم بلوبری و پنیر و گوجس **** کت نوار خطاب به لیدی باگ: گوشیت خرابه؟ اخه هر چی زنگ میزنم میگه مشترک مورد نظر خوشگله گرفتنش مشکله **** لیدی باگ خطاب به کت نوار: وقتی وارد دلم شدی احساس کردم آتش در دلم شعله ور شد کت نوار:واقعااااا؟ای ام غش لیدی باگ: نه بابا منظورم فلفل بود **** لیدی باگ خطاب به کت نوار: سعی کن تو زندگیت حسرت چیزایی رو که نداری رو نخوری یکی مثل من **** نصیحت یک میراکولر به بچش: خب فرزندم حالا که دارم از دنیا میرم اینا گوش کن الیا(اسم بچش ) -بله مامان؟ اسم بچت رو بزار مرینت و بچت هم اسم بچشو بزاره الیا و همینطور ادامه دیدا کنه از آدم های به نام کلویی دوری کن و بچتم به یه نفر که اسمش ادرینه بده فصل ۴ هم که اومد میای سر قهرم بهم نشون میدی -اه باشه مامان:||||| **** کت نوار: مای لیدی آرزو داشتم یه چیزی بین ما بود:( -منم واقعا*-* وای خدای من چی؟ یه دیوار:/ **** کت نوار: ازم پرسیدن چرا تو پیچت عکس خودتو نمیزاری خوب مشخصه دیگه-_- اون وقت هزار تا دختر میوفتن رو دستتون به جز لیدی باگ-_- **** کلویی : موندم چیجوری بعضی ها بدون من زندگی میکنن ؟ معلومه با بدبختی :/ **** کت نوار رو به لیدی باگ: هرکس به طریقی دل ما می شکند… اما تو خیلی خلاقیت به خرج دادی آفرین!


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 2 1 2