*عشق دروغ*love is lie*قسمت۱۳*

پنجشنبه 17 خرداد 1397 05:09 ق.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
واقعا ببخشید که دیر شد مهرگان مسافرته و منم درگیر درسامم تو این پارت آهنگا رو پاک کردم نمیدونستم چرت میکنه داستانو و بابت نظرای زیاد قسمت قبل ازتون تشکر میکنم :*****آیا عشق من به تو حقیقت داره؟ Is my love true to you؟* +آیا من عاشق تو هستم؟ Do I love you? +همه چیز اشتباه بود Everything was wrong +یه عشق دروغ A lie love +که من شروع کردمش That i started it -تو اشتباه نمیکردی You did not make mistakes -بلکه منم عاشقت بودم But I loved -دیوانه وار maniac -تنهام نذار do not leave me alone *****&&&&&&&**************&&&&&&&(از زبون کورالین):با صدای جیغ کلویی الیا بیدار شد همه بچه ها دورش جمع شده بودن الیا هم خمیازه کشون رفت یه لباسی پوشید و ببینه چه خبره همه بچه با دیدن کلویی از خنده داشتن میردن مخصوصا من بابا مارینت چقدر باحال شده-_- کلویی رو به خانوم باستر:این کار مارینتهههههههه! مارینت:اوه گاش!مدرکی داری نشون بدی؟ کلویی:کی جز تو دختر دهاتی به من حسودی میکنه؟هااان؟ مارینت:اعتماد به سقف ت رو برم الهی-_- تو خیلی قیافه داری که بهت حسودی کنم؟دماغت که عین خوکه ارایشتم عین دهه ۲۰ میمونه-_- با این حرف مارینت بچه ها پقی زدن زدن زیر خنده حتی خانوم باستر هم از قیافش معلوم بود که خندش گرفته کلویی هم کبود کبود رفت سر چادرش این دفعه جیغ الیا بود که مارینت دهن الیا رو گرفت و صورتش رو پوشند و برد سمت چادرمون الیا:مارینت تو با صورتم چیکار کردی؟!بابا دختر کارت عالی بود مارینت:ماییم دیگه راستی صورت کلویی هم کار خودم بود الیا:دختر خیلی عجیبه!یک روزه ۳۶۰ درجه تغییر کردی! مارینت: ماییم دیگر و بس رامونا :مارینت نمیخوای به ادرین بگی دوسش داری؟ +عشق کیلو چنده؟!ادرین؟!اون کله زرده رو میگی؟هه به نظرت من بهش بگم دوست دارم اونم میگه منم دوستت دارم بانوی من؟! اینا فقط یه مشت خیاله (از زبون الیا):با این جمله مرینت دهنم تا سقف باز شد چه برسه به رامونا که باز از حال رفت!کورالین هم قیافه مضطربی به خودش گرفته بود و همش داشت با خودش حرف میزد #د…دختر این تو نیستی؟ +چرا همه این جمله مزخرفمو بهم میگن؟! الیا ولش بیا یکم حال کنیم اومدیم اینجا یکم خوشبگذرونیم کورالین تو هم اینقدر مضطرب نباش باو:)زندگی جریان داره اون رامونای بدبخت هم بیدار کن بچه از روزی که منو دیده هفت هشت بار غش کرده:/ (از زبون کورالین):اب دهنم رو آروم و آروم قورت دادم باید سریع با استاد مائول حرف بزنم *اع الان…ن *رامونا پاشو دختر @مارینتتتتتت! مگس اینجاستتتتتت بکششششش باز این دختره اسکل شروع کرد:/اخه بهش چی بگم؟ *اگه من مگسم تو خرمگسییی:/ @وای خدای من مگس حرف میزنههههه! و به طور احمقانه آیی دهنشو وا کرد:/ فقط یه راه وجود داره باید بزنم درگوشش اهان! شلقققق @اییییی وحشی اهل اموزون چیکار میکنی؟! *مگه ندیدی چیکار کردم احمق پاشو باید سریع مرینتپ درست کنیم @باش *مرینت میشه من درستت کنم؟ +نه مرسی خیلی از این تیپمم خوشم میاد @اممم نه مرینت جون من یه راه بهتر بلدم +اوکی فقط قیافمو نزنید داغون نکنید *اوکی ***************@خیلی خوب تموم شد! موهاش رو گوجه آیی بسته بودیم بالا لباس طوسی با یه جکت طوسی و رژ لب قرمز و به اسرار خودش یه گردنبند هم براش گذاشتیم *خوب چطوره؟ +عالیه دمتون گرم! بعد دستاشو مشت کرد و گفت:ایول! رامونا زیر گوشی بهم گفت:خوبه حداقل یکم اخلاقای قدیمیش رو دارع منم با سر تایید کردم صدای خانوم باستر توجه ما رو به خودش جلب کرد:خوب بچه ها!میتونید با گروه هاتون به اطراف جنگل برید ولی فقط زیاد دور نشید *وای خدای من رامونا ما که نمیتونیم مرینتو تنها بذاریم! @معلوم نیست چه گندی بزنه! *باید به خانوم باستر بگیم که مارو با هم بذاره @امممم خانوم باستر میشه ما با گروه مرینت باشیم؟ ^چرا مشکلی پیش اومده؟ *خوب نه همونطور که میدونین ما با مرینت دخترخاله هستیم و یکم اینجوری راحت تریم مرینت هم همین رو می‌خواد ^خیلی خب اشکالی نداره میتونین برین @بزن قدش! (از زبون مرینت):یه لبخند زدم و گفتم سلاممم مرینت! خعلی خب فک کنم یکم اسکل شدم +بریم داداچ الیا &امممم مرینت؟! +هاع؟ با ی نگاه مشکوک منو نگاه کرد که حالم داشت بهم میزد +الیا داری منو میخوریا مشکوک گفت خیلی عوض شدی که یهو کوری اومد وسط:نه نه کی گفته؟! این روی دومش بود که همیشه پنهانی می‌کرد مگه نه مری؟ یه چشمک بهم زد اینجور موقع ها میدونستم باید به کوری اعتماد کنم گفتم:اره الیا جون فکر کنم سنگ به سرت خورده حالا بریم دیگه تا اومدم بیرون اون کلی زرده و اون کله سیاهه با دهن باز نگام میکردن یا بهتره بگم اون موز(ادرین) و اون شکلات(نینو) داشتن میخوردن +چرا اینطوری نگام میکنید بروبچ؟ موزه دست پاچه شد:اممم هیچی رامونا و کورالینم قراره با ما بیان؟ نوبت حرفمو رامونای کله شق زشت دزدید-_- @امم اره از خانوم باستر اجازه گرفتیم شکلات:اها بریم پس خب دوستان از این لحظه به بعد به حرفای من عادت کنید: موز: ادرین شکلات:نینو دندون کرمی:الیا دماغ خوکی:کلویی دختر کور:کورالین زشت کله شق:رامونا (هووووی حواست باشه به کی گفتی دختر کور +من با تو نبودم کور عزیزم بشین سر جات اههههه میدونممممم چیکارت کنم) خیلی خب +بروبچ بریم اونطرف الیا:اونور نریم بهتره چون یکم دوره خانوم باستر هم گفته…… +کی اهمیت میده بابا بیاین اونطرف اینگار خیلی اتفاقات باحال میوفته *پس زیاد دور نشیماااا +اوکی اوکی:/ بعد از کلی قدم زدن اون موز دهنشو وا کرد:خب دیگه بهتره بریم تا دیر نشده +وای صبر کن اینجا رو ببین و یهو………………………………………………………………… +نیگا این یه مارههههه^-^ دستمو موزه گرفت و گفت:بهتره بریم مارینت نترس باید سریع از اینجا بریم +ترسم کجا بود موزی اخه ببین چقد نازه! موزه قیافش کج و کوله شد:موز؟اصلا ولش بیا بریم مارینت اینگار حالت بده! و دستمو محکم گرفت و از اونجا دورم کرد منم فقط داشتم زور میزدم و عین بچه های دو ساله میخواستم اون پاره رو ببینم:(خو اون خیلی ناز بید*-* بقیه هم همراهمون میومدن و منم فقط داشتم جیغ میزدم آخر سر اون موز زشت گرفت بغلم کرد +هووووی موزی منو بنداز پایین و همش پاهامو تکون میدادم که ولم کنه -مثل بچه آروم بشین دیگه اینقدر غر غرم نکن یهو نگام رفت سمت چشاش و نمی‌دونم اون چی بود که اومد ذهنم : -من هیچ وقت تا حالا مدرسه نرفتم و هیچ دوستی نداشتم و چترشو تو بارون داد به من و منم همینطور بهش زل زده بودم (سکانش چتر) بازم نمی‌دونم چی شد: +حتی اگه نفهمی من عاشقتم بازم من مخفیانه دوستت دارم و امشب با همه توانم نجاتت میدم چون تو پسری هستی که من مخفیانه دوسش دارم (کریسمس) با تموم عشق نگاش میکردم و بهش یه دستبند دادم(گیمر) نامه آیی که تو سطل اشغال بود رو برداشتم: موهای سیاه شب تو چشمای آبیت من متعجبم که کی پشت اون نقابه هر وقت که ما همدیگه رو میبینیم میشه ولنتاین من باشی؟(دارک کیوپد)چشامو باز کردم دیدم که نزدیک چادریم نمی‌دونم چیشد که احساس کردم چشمام خیسه یهو مکث کرد -خوبی مارینت؟


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*عشق دروغ*love is lie*قسمت۱۲*

چهارشنبه 16 خرداد 1397 05:32 ق.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
میبینید چ بچه خوبیم الانم دارم پست میذارم به افتخاااار مهرگااانننننننننن*-* خوب اینم شروع داستانه که باید قبلا میذاشتم ولی یادم رفت:***************************** +*آیا عشق من به تو حقیقت داره؟ Is my love true to you؟* +آیا من عاشق تو هستم؟ Do I love you? +همه چیز اشتباه بود Everything was wrong +یه عشق دروغ A lie love +که من شروع کردمش That i started it -تو اشتباه نمیکردی You did not make mistakes -بلکه منم عاشقت بودم But I loved -دیوانه وار maniac -تنهام نذار do not leave me alone *****&&&&&&&**************&&&&&&&(از زبون مرینت):نور آفتاب چشامو اذیت می‌کرد پلک هامو کم کم از هم جدا کردم یه جیغ خفیف کشیدم +لباسامممممم چرااا اینطوریهههههههه؟! با بهت به لباس ها نگاه کردم و سریع در آوردمشون یه لباس قرمز آستین حلقه ای کوتاه برداشتم با یه شلوار باند سیاه که نافم رو بپوشونه رو به اینه دوباره جیغ کشیدم اما این دفعه بلندتر:+اییییییین چه مدللللل مویییی مزخرفیهههههههههههه؟!تند تند موهامو باز کردم و ریختم روی یکی از چشام موهام رو اون طرفی هم که چشام معلوم می‌شد رو یک قسمتش رو با نخ قرمز گیس کردم تا به نظر رگه های قرمز تو گیسم بیاد و حالا یک رز لب جججیییغغغغغ قرمز>_< تیکی:م…مارینتتتتت.؟! +چیشده کوامی کوچولو؟یادم نمیاد بهت دستور داده باشم بدون اجازه من حرف بزنی #مارینت این چه لباسیههههه!؟این…ن تو نیستی؟ +پوووووف حالا باید به استاد فو بگم یه عینک مخصوص کوامی ها بهم بده:/ یه وقت نری تو کیفم؟ تیکی هم دهنشو عین ماهی باز و بسته می‌کرد:/ و تند با لرز رفت تو کیفم و قایم شد منم به پوزخند زدم *خرررپفففففف(صدای کورالینه-_-) پوووف اینکار باید یه کاری با این خرسای دور و برم بکنم:) با همکاری موسیقی^_^:I was a liar من یه دروغگو بودم I gave into the fire بالاخره تسلیم شدم I know I should’ve fought it می دونم که باید باهاش می جنگیدم At least I’m being honest حداقل راستشُ گفتم Feel like a failure احساس می کنم شکست خوردم ‘Cause I know that I failed you چون می دونم که در حقِ تو کوتاهی کردم I should’ve done you better باید باهات بهتر رفتار می کردم (Cause you don’t want a liar (come on چون تو یه درغگورو نمیخوای And I know, and I know, and I know و خودم می دونم، می دونم، و خودم می دونم She gives you everything but, boy, I couldn’t give it to you اون بهت همه چیز میده،عشقم، ولی من نتونستم بهت بدم And I know, and I know, and I know و من می دونم، و میدونم، و خودم میدونم That you got everything که تو همه چیز به دست آوردی But I got nothing here without you ولی منم اینجا بدون تو هیچی به دست نیاوردم So one last time پس برای آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید تورو به خونه بیارم One more time برای آخرین بار I promise after that, I’ll let you go بعدش قول میدم، بذارم بری Baby, I don’t care if you got her in your heart عزیزم، برام مهم نیست که عاشق اون شدی All I really care is you wake up in my arms تنها چیزی که برام مهمه اینه که توو بغل من بیدار شی One last time برای آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید تورو به خونه بیارم I don’t deserve it من لیاقتشُ ندارم I know I don’t deserve it می دونم که لیاقتشُ ندارم But stay with me a minute ولی یه دقیقه با من بمون I swear I’ll make it worth it قسم می خورم کاری کنم که ارزششُ داشته باشه ?Can’t you forgive me نمیشه منُ ببخشی؟ At least just temporarily حداقل برای یه مدت موقت I know that this is my fault خودم می دونم که تقصیر منه (I should’ve been more careful (come on باید بیشتر دقت می کردم And I know, and I know, and I know و خودم می دونم، می دونم، و خودم می دونم She gives you everything but, boy, I couldn’t give it to you اون بهت همه چیز میده،عشقم، ولی من نتونستم بهت چیزی بدم And I know, and I know, and I know و خودم می دونم، می دونم، و خودم می دونم That you got everything که تو همه چیز به دست آوردی But I got nothing here without you, baby ولی من اینجا بدون تو هیچی به دست نیاوردم So one last time پس واسه آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای One more time یه بار دیگه I promise after that, I’ll let you go قول میدم که بعدش بذارم بری Baby, I don’t care if you got her in your heart عزیزم، برام مهم نیست که اون تو قلبته All I really care is you wake up in my arms تنها چیزی که برام مهمه اینه که توی بغل من بیدار شی One last time برای آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای I know I shouldn’t fight it میدونم نباید باهاش می جنگیدم At least I’m being honest حداقل راستشُ گفتم But stay with me a minute ولی فقط یه دقیقه باهام بمون I swear I’ll make it worth it قسم میخورم ارزششُ داشته باشه ‘Cause I don’t want to be without you چون نمی خوام بی تو باشم So one last time پس واسه آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای One more time یه بار دیگه I promise after that, I’ll let you go بعدش بهت قول میدم که بذارم بری Baby, I don’t care if you got her in your heart عزیزم، برام مهم نیست که اون توو قلبته All I really care is you wake up in my arms تنها چیزی که برام مهمه اینه که توی بغل من بیدار شی One last time برای ـآخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای One last time برای آخرین بار I need to be the one who takes you home خودم باید کاری کنم که به خونه بیای… **********همینطور که باهندزفری حال میکردم داشتم یه غلط دیگه هم میکردم :))داشتم قیافه الیا رو شبیه جوکی ها میکردم خخخخخ:))حالا خط چشم تا بالای ابرو رو لب تا چونه دماغشم با رژ لب قرمز رنگ کردم و روی گونش یه امضا زدم: امیدوارم خوشت بیاد عزیزم؛ از طرف مارینت و زیرش رو امضا کردم:)اووو گاااااش هنوز کاری که با سوسکای زردم نکردم:) آروم و آروم سمت چادر گروه کلویی رفتم^-^ اوخییی عزیزم چه بامزه خوابیده دختره زشت خودش که جوکی هست بدترش میکنم:)h! It’s Iggy Iggs! این (که میخونه) ایگی ایگسه I got one more problem with you girl دختر با وجود تو یه مشکل بیشتر دارم One less one less! یکی کمتر، یکی کمتر Problem یه مشکل کمتر [Ariana Grande:] Hey baby even though I hate ya! هی عزیزم گرچه از تو متنفرم I wanna love ya میخوام عاشقت باشم I want you! میخوامت And even though I can’t forgive you و گرچه نمیتونم ببخشمت I really want ta واقعا میخوامت I want you! میخوامت Tell me, tell me baby بگو، عزیزم بگو به من که Why can’t you leave me? چرا نمیتونی تَرکم کنی Cause even though I shouldn’t want it چون گرچه نبایت اینو میخواستم I gotta have it باید بدستش بیارم I want you! میخوامت Head in the clouds کَلَم تو ابراست و Got no weight on my shoulders چیزی رو شونه هام حس نمیکنم I should be wiser باید عاقلتر میبودم And realize that I’ve got و میفهمیدم که [Big Sean:] One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Big Sean:] One less problem without ya بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Ariana Grande:] I know you’re never gonna wake up میدونم که تو هرگز نمیخوای از خواب (غفلت) بیدار بشی I gotta give up میخوام بیخیالت بشم دیگه But it’s you! ولی خب، تویی آخه I know I shouldn’t ever call back میدونم هرگز نمیبایست دوباره بهت زنگ میزدم Or let you come back یا بزارم برگردی But it’s you! ولی خب، تویی آخه Every time you touch me هروقت نوازشم میکنی And say you love me و میگی عاشقمی I get a little bit breathless یک کم نفس کم میارم I shouldn’t want it نباید اینو میخواستم But it’s you! ولی این تویی آخه Head in the clouds کَلَم تو ابراست و Got no weight on my shoulders چیزی رو شونه هام حس نمیکنم I should be wiser باید عاقلتر میبودم And realize that I’ve got و میفهمیدم که [Big Sean:] One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Big Sean:] One less problem without ya بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Iggy:] It’s Iggy Iggs! این (که میخونه) ایگی ایگسه Uh! آه What you got? چی تو چنته داری Smart money bettin’ پول واسه شرط بندی I’ll be better off without you In no time بهتره واسه همیشه بیخیالت بشم I’ll be forgettin’ all about you بهتره راجع به تو همه چیو فراموش کنم You saying that you know میگی میدونی But I really really doubt you ولی واقعا شک دارم بدونی Understand my life is easy When I ain’t around you فهمیدم وقتی دورو برم نیستی زندگیم چقد راحته Iggy Iggy ایگی ایگی Too biggie to be here stressin’ مشکل بزرگیه، اینجا بودن (واسم) پر از استرسه I’m thinkin’ I love the thought of you دارم فکر میکنم عاشق فکر کردن به تو شدم More than I love your presence بیشتر از اینکه عاشق وجوت در اینجا باشم And the best thing now و بهترین کاری که الان میتونی بکنی Is probably for you to exit شاید بهتره بزاری بری I let you go میزارم برم Let you back میزارم برگردی I finally learned my lesson! آخرش درس گرفتم No half-stepping نصفه نیمه قدم بر ندارم Either you want it or you just playin’ یا میخوای یا داری بازی در میاری I’m listening to you knowin’ دارم بهت گوش میدم و میدونم که I can’t believe what you’re sayin’ نمیتونم حرفاتو باور کنم There’s a million you’s baby boo ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ So don’t be dumb پس احمق نباش I got 99 problems من 99 تا مشکل دارم But you won’t be one Like what! ولی تو یدونشونم نیستی [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر Head in the clouds کَلَم تو ابراست و Got no weight on my shoulders چیزی رو شونه هام حس نمیکنم I should be wiser باید عاقلتر میبودم And realize that I’ve got. . . . (I’ve got) و میفهمیدم که [Big Sean:] One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Big Sean:] One less problem without ya بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر [Big Sean:] One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم I got! One less problem without ya! بدون تو (دورو برم) یه مشکل کمتر دارم [Ariana Grande:] I got one less, one less problem یه مشکل، یه مشکل کمتر(پ.ن: من اینجا به مارال گفتم تو هر قسمت دوتا اهنگ میذاری تموم نشن تازه فهمیدم نزدیک۱۰۰۰ تا اهنگ اینگلیسی داره:/)موهاشو رو جیگلی بیگلی کردم(منظورش اینه که یعنی روش کار های وحشیانه انجام دادم:/) یه رنگ سیاه گرفتم و تمام صورتش رو سیاه کردم یه سایه ی جوکی و رنگ رژ لبش که جوکی بود رو تا پایین کشیدم +ای جانم چقدر دلم خنک شد:) سمت چادر خودم برگشتم و کورالین و رامونا رو دیدم که دارن با دهن باز نگام میکنن +یه وقت منو با نگاهتون قورت ندین یه وقتااااا:/ کورالین:این امکان ندارهههه تو با الیا چیکار کردیییییی؟لباساااتتتتت؟؟مدل حرف زدنتتتتتتتتتت؟! اما من کههههه سحر ابراز احساسات رو برات خوندمممممممم (از زبون رامونا):روم رو به طرف کورالین کردم و با هم گفتیم:ورد رو اشتباه انجااام دادیمممم کورالین:کتابوووو سریععع بیارررر نگاهییی به مرینت انداختم به پوزخند کوچکی رو لبش بود و فقط داشت اهنگ گوش میداد کتاب رو سریع اوردم صفحه۱۴۴ &بخونششششش *اینجا نوشته ورد رو باید دو بار بخونین و من سه بار خوندممممممم و این یعنی کههه……… &یعنییی چیییییی؟! *مرینت شیطون و یه دختر بد تبدیل شدهههههه! با این حرف از حال رفتم و چشمام سیاهی رفت……………(از زبون کورالین):این ورد اگه تا یه هفته باطل نشه مرینت یه دختر شیطانی تا ابد میشه! و رامونا از حال رفت!!!واییییی خداااااا من هنوززز بلد نیستممممم ورد شیطونی رو باطللل کنممممممم ما تازه تا صفحه۳۰۰ یاد گرفتیم و باطل کردن اون تو صفحه ی ۵۲۰ هستتتتتتتتت!!!!!!!وایییی خداااااااااا من چیکااااااار کردمممممممممممممممممم؟!!!!! باید سریع ببرمش پیش استادم…استاد مائول اما ما که الان تو اردو هستیمممممم!حتی اگه یک ثانیه از اون مدت بگذره مرینت……………واییییییییی نمیتوووونمممم به زبووون بیارمششششششش حالا باید چیکاررر کنمممممم؟!تازه مرینت لیدی باگه و اگه لیدی باگ شیطانی بشه………تیکی جیغ زد:دنیا نابووود میشهههههههه +اه تیکی کورالین خفه شین نمیگن لالیدددددد:/ صدای جیغغغغغ کلوییی الیا رو بیدار کرد………برای پارت بعدی=۵۰ نظر چطور بود؟؟!


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*عشق دروغ*قسمت۱۱*

سه شنبه 15 خرداد 1397 06:00 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: داستان عشق دروغ ,
(از زبون مارینت):بقیه بچه ها رو کنار اتوبوس دیدم که انگار منتظر من و الیا بودن……رفتم کنار ادرین نشستم و نگام تو نگاش قفل شد چشای سبزش به من زل زده بودن موهای بلوندش دوباره قلبم تسخیر کردن اون لحظه هیچی نمیتونستم بگم ادرین:خیلی بهت میاد مارینت من هم تو همون وضعیت داشتم بهش زل میزدم روشو اون طرف کرد منم سریع نگامو دزدیدم و پایین زل زدم (از زبون کورالین):هیچی نشده پسره بدبخت رو با چشاش قورت داد ندید بدید-_- با رامونا قرار گذاشتیم آب رو بهش عصر بدیم نقشه ساختسسس!*-*(از زبون مرینت):دوستامو هی به هم می فشردم نمی‌دونم چم شده بود انگار کل بدنم استرس گرفته بود و بدنم کم کم داشت شروع به لرزش می‌کرد که یهو با حرکت ادرین از خجالت ذوب شدم:حالت خوبه مرینت؟چیزی شده؟ و دستای گرمشو رو دستام گذاشت منم اونجا مثل گوجه فرنگی از خجالت آب میشدم و کم کم دستاشو برداشت و دستاشو رو شونم گذاشت……ادرین:الان بهتری؟ +ا……اره ممنون…ن ادرین -این که چیزی نیست این کاریه که دوستا واسه هم میکنن ولی تو بهترین دوستمی با این حرفش قلبم دوباره شروع به درد کردن کرد اخه لعـــًــنتی من فقط واست دوستم?چرا احساسمو درک نمیکنی؟نکنه میدونی فقط داری باهام بازی میکنی هان؟چشامو محکم بستم اعصابم اونقدر بد بود که حالت تهوع گرفته بودم ……چشامو باز کردم دیدم که تقریبا رسیدیم ادرین:حالت خوب شد مارینت؟ +اره خوبم پیاده شدیم نینو:خب بچه ها من چادر رو میزنم قرار شده بود دخترا(من و آلیا و کورالین و رامونا)تو یه چادر پسرا(ادرین نینو کیم مکس)تو یه چادر باشن قرار شد همگی یکم استراحت کنیم و بعد برای شب کنار هم بشینیم و کنار آتیش داستان تعریف کنیم:)انگار همه خوابیده بودن جز من باز دوباره یه اهنگ پلی کردم:r همه چی سرتاسر تب بود A cold sweat hot-headed believer یه عرق سرد یه معتقد تب دار I threw my hands in the air and said show me something من دستام رو توی هوا پرتاب کردم و گفتم یه چیزی بهم نشون بده He said, if you dare come a little closer اون گفت اگه جرات داری یه کم نزدیکتر بیا 0 Round and around and around and around we go دور تا دور تا دور تا دور ما پیش میریم Ohhh now tell me now tell me now tell me now you know حالا بهم بگو حالا بهم بگو حالا بهم بگو که حالا میدونی Not really sure how to feel about it واقعا مطمئن نیستم که چه حسی راجع بهش داشتم Something in the way you move یه چیزی تو روش حرکتت وجود داره 0 Makes me feel like I can’t live without you که باعث میشه احساس کنم که نگار نمیتونم بدون تو زندگی کنم And it takes me all the way و کل راه منو مجذوب خودش میکنه I want you to stay ازت میخوام که بمونی It’s not much of a life you’re living زندگی تو خیلی هیجان انگیز نیست 0 It’s not just something you take, it’s given این چیزی نیست که تو بدست اوردی،بهت داده شده Round and around and around and around we go دور تا دور تا دور تا دور ما پیش میریم Ohhh now tell me now tell me now tell me now you know حالا بهم بگو حالا بهم بگو حالا بهم بگو که حالا میدونی Not really sure how to feel about it واقعا مطمئن نیستم که چه حسی راجع بهش داشتم 0 Something in the way you move یه چیزی تو روش حرکتت وجود داره Makes me feel like I can’t live without you که باعث میشه احساس کنم که نگار نمیتونم بدون تو زندگی کنم And it takes me all the way و کل راه منو مجذوب خودش میکنه I want you to stay ازت میخوام که بمونی 0 Ohhh the reason I hold on دلیلی که باعث شده من ادامه بدم Ohhh cause I need this hole gone اینکه احتیاج دارم که این شکاف از بین بره Funny you’re the broken one but I’m the only one who needed saving جالبه که انگار تو اون ادم شکست خورده ای،ولی من تنها کسی هستم که باید نجات داده بشه ‘Cause when you never see the light it’s hard to know which one of us is caving چون وقتی که تو هیچ نوری نبینی سخته که بفهمی کدوم یک از ما داره کنکاش میکنه 0 Not really sure how to feel about it واقعا مطمئن نیستم که چه حسی راجع بهش داشتم Something in the way you move یه چیزی تو روش حرکتت وجود داره Makes me feel like I can’t live without you که باعث میشه احساس کنم که نگار نمیتونم بدون تو زندگی کنم And it takes me all the way و کل راه منو مجذوب خودش میکنه I want you to stay ازت میخوام که بمونی ******اهنگ رو بار ها و بار ها پلی کردم تا اینکه خوابم برد. *وای مرینت پاشو دیگه میخوایم بریم داستان بگیم +اومدم همه کنار هم پیش یه آتیش نشستیم من و ادرین رو بروی هم بودیم و الیا کنار من بود کیم:من اول از همه میخوام داستانمو بگم مکس:خیلی خب بگو! کیم:سال ها پیش قبل از اینکه انسان ها باشن خون آشام ها بر زمین حکومت می‌کردن تا اینکه انسان ها به وجود اومدن اونا تموم آدم ها رو با بی رحمی می کشتن و خون هاشون رو می خوردن و بعد جسد هاشون رو می سوزندن کلویی:اینا همش دروغهههه کیم:خب این یه داستانه دیگه الکس:ادامه بده سال ها همینطوری می گذشت و جمعیت انسان ها بیش‌تر شد و اونا به سختی میتونستن تغذیه کنن اونا به جنگل پناه آوردن و هر کی تو جنگل باشه او می کشن پایان! رز:واییی من میترسمممممم جولکا:این واقعیت نداره رز کورالین:چررررت کلویی قیافش غین لبو شده بود و می ترسید اه که من دلم چقدر خنک شد:/تا تو باشی زر اضافی نزنی:/رز:نوبت منه! جولکا:بگو رز ****قبل ها که به عشق ایمان نداشتن همه جا پر از سنگدلی بود اما دو زوج قدرت عشق رو بقیه یاد دادن آروم شعری که میخوندم رو زمزمه کردمⓉⓗⓔ ⓟⓞⓦⓔⓡ ⓘⓢ ⓛⓞⓥⓔ ⓐⓛⓦⓐⓨⓢ ⓢⓞ ⓢⓣⓡⓞⓝⓖ رز ادامه رو گفت ولی من گوش نکردم فقط داشتم به اون دوتا چشم سبز نگاه میکردم و اونم بهم یه لبخند گرم تحویل میداد کورالین:بسه نوبت منه! رامونا:بگو کورالین:سال ها پیش دو زوج به اسم ماریا(منظورش مارینته) و ادوارد(ادرین) زندگی میکردن اونا بهترین و قشنگ ترین زوج دنیا بودن یکی چشماش به رنگ دریا و اون یکی چشماش شبیه گربه ماریا یه دختر پر احساس و یه طراح فوق العاده بود همینطور یه دختر خجالتی ادوارد هم یه مدل بود… رز:مگه اون موقع مدل هم بود؟! کورالین:پوووف حالا تو فرض کن بود خب کجا بودیم؟اهان……پدر ادوارد یه طراح سرشناس و بزرگ بود ادوارد و ماریا تا آخرین لحظه جونشون در کنار همدیگه بودن و صاحب سه تا بچه شدن الیا یه نیشخند زد:اسماشون چقدر آشناس رامونا:اهم اهم الیااااا-_- الیا:باشه بابا نمیگم:/ وایسا ببینم نکنه منظورش منو و ادرین بودیم؟:/ای خاک ب سرم ای دخترای بی جنبه بعد از کلی داستان شنیدن خسته و کوفته رفتم تو تخت خواب و بازم اهنگ پلی کردم:love به عشقت نیاز دارم I like your dance از رقصیدنت خوشم میاد I belong to you به تو تعلق دارم ‘cause I see your eyes چون چشمانت رو می بینم 0 inside my life, nothing I can do در زندگی خودم، کاری از دستم بر نمیاد ‘cause I need your smile, my baby چون عزیزم، به لبخندت تیاز دارم sparkling in your eyes در چشمانت جرقه ای می زنه if you really know اگه واقعا بدونی 0 then just tell me so پس بهم بگو baby please be mine عزیزم خواهش می کنم مال من باش I miss you دلم برات تنگ شده I want you to know میخوام بدونی 0 I miss you دلم برات تنگ شده my life has not much time وقت زیادی تو زندگیم ندارم to erase you from my mind تا بخوام تورو از ذهنم پاک کنم and I miss you, remember دلم برات تنگ شده، و یاد ت باشه 0 and I will not surrender تسلیم نمیشم and kiss your tears goodbye با اشکهات خداحافظی کن I can tell you in your glance در یک چشم به هم زدنت میگم I know, I belong to you میدونم، به تو تعلق دارم 0 ‘cause I like to dream of you baby چون رویای تورو دیدن رو دوست دارم what I’d like to do کاری که دوست دارم انجام بدم If you’d like to be my baby کاش دوست داشتی عشق من باشی stand here by my side بیا کنارم بایست 0 If you really know اگه واقعا میدونی then just tell me so فقط بگو baby make it right عزیزم روراست باش I miss you دلم برات تنگ شده 0 I want you to know میخوام بدونی I miss you دلم برات تنگ شده my life has not much time وقت زیادی تو زندگیم ندارم to erase you from my mind تا بخوام تورو از ذهنم پاک کنم 0 and I miss you, remember دلم برات تنگ شده، و یاد ت باشه and I will not surrender تسلیم نمیشم and kiss your tears goodbye با اشکهات خداحافظی کن I miss you, remember دلم برات تنگ شده، یادت باشه 0 my life has not much time وقت زیادی تو زندگیم ندارم I miss you دلم برات تنگ شده I want you to know میخوام بدونی I miss you دلم برات تنگ شده 0 my life has not much time وقت زیادی تو زندگیم ندارم to erase you from my mind تا بخوام تورو از ذهنم پاک کنم and I miss you, remember دلم برات تنگ شده، و یاد ت باشه and I will not surrender تسلیم نمیشم 0 اوووف چقدر تشنه‌مه کورالین یه نیشخند مرموز با رامونا رد و بدل کرد کورالین:الان واست آب میارم لیوان ابو برداشتم و سریع خوردمش +این چرا مغزش یه جوری بود؟! کورالین:شاید حواست نبوده +سرم داره گیج میره وای………و چشمام سیاهی رفت و نفهمیدم چی شد پارت بعد خیلی حساس و باحاله چون نظرات کم بود ضدحالی زدم قسمت رو طولانی نکردم تا بفهمین چی میشه نظرات بیش‌تر=داستان بیش‌تر


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*عشق دروغ*love is lie*قسمت۸*

یکشنبه 13 خرداد 1397 08:53 ق.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: داستان عشق دروغ ,
وایییی خدا امروز قرعه کشی میشه کی با کی میوفته امیدوارم این برج زهرمار(کلویی)یا باید بگم سوسک با ما نیوووفته-_-کورالین و رامونا بهش میگن لیموی ترشیده>_<خب در واقع اینطوری هم هس این دختره ی بیب:/بگذریمممم روز قشنگمو نمیخوام با این خراب کنم*-*به هر حال من امروز یه ربع زودتر از همیشه بیدار شدم و اینو باید تو گینس ثبت کنن!*-* -زییینگگگگ زینگگگگ +وای تیکی کی داره اول صبحی زنگ میزنه اخه؟؟ -بیا گوشیتو بگیر راموناست +اوه اوه بدش……… *سلام ماری صبح قراره بیای اینجا صبحونه بخوریم سریع آماده شو بیا اینجا! +مامانم میدونه؟ *اره کوری به اون زنگ زد و منم به تو حالا زود بیا +باشه بای +اوه تیکی انگار قراره بریم خونه کورالین -ماری سریع آماده شو پس:) …………………………………………………^خوش اومدی مارینت +ممنون که دعوتم کردید و ممنون خاله &خواهش میکنم بیا بشین:) صبحونه رو سریع خوردم و همراه رامونا و کورالین سمت مدرسه راه افتادم ^من نمیخوام با اون لیموی ترشیده بیوفتم!-_- #فکر میکنی من دلم می‌خواد؟ ^شاید به هر حال اخلاقش که شبیه توعه یه همراه پیدا میکنه #هه تو خیلی خوبی؟خودت تا چند روز پیش تیمارستان بودی وای اینا چشونه سرم درد گرفت-_-که یهو تیکی از کیفم اومد بیرون:بس کنیددددد!!!! اخیش بلاخره ساکت شدن*-*خیلی عجیبه!!!اگه میدونستم از اولش به تیکی می گفتم اینا رو ساکت کنه!>_< با الیا سلامیدم و کنارش نشستم و کورالین و رامونا هم بی میل حتی بدون اینکه به همدیگه نگاه کنن نشستن و روشون اونوره-_-چقدر اخه اینا بچه بازی در میارننننن:/ … … و یهو ادرین در رو باز کرد و اول از همه به من سلام کرددد*-*ویییییییییی اه وایسا ببینم چیشد؟!باز کلویی کنه بهش چسبید:/اصلا باید یه ضد چسب اختراع کنم:/-ادرینننن جونمممممم خوش اومدییی*-* من تو دلم:شاتاب(یعنی خفه شو)پلیز-_- ادرین هم با دستش کلویی از خودش دور کرد و گفت ممنون کلویی من:دقیقا همینه فقط از ادرین انتظار میرفت بره دهنتو پر خون کنه-_- نینو هم به ادرین گفت که بریم بشینیم و ادرین هم سریع از خدا خواسته نشست:)خانوم باستر هم به پنج دقیقه بعدش اومد:)-سلام بچه ها!کی واسه قرعه کشی هیجان داره؟ رز:من خیلی هیجان زدم *-* -خوب بچه ها اسماتون رو بنویسین و به من بدین:) اسمم رو با خودکار سیاه نوشتم و تحویل دادم بقیه هم بعد من یکی یکی اومدن*-& خوب الان شروع میکنممممم گروه اول:مارینت الیا ادرین نینو /گروه دوم:رز جولکا کورالین رامونا/گروه سوم:کلویی کیم سابرینا ناتانیل/گروه چهارم:میلن ایوان مکس الکس جیغ کلویی گوشمو کر کرد:ایننننن یعنیییی چیییی که منننن با ادریییین نیستمممممممممممممممم؟! من باز تو دلم:بچه اینقدر نفهم؟همینی که هس خانوم باستر:کلویی ساحات بشین نمیشه عوضش کرد اوه اوه صورتش کبود کبود شدن وای که من چقدر حالم جا اومد:)وایسا ببینم اصلا کلویی واسه چی کبود شد؟:/ اع گفته بود من با ادرین نیسم؟ اگه اون نیس پس کی با کیه؟!!! ای واییییی صبر کن ببینمممممممممممممممممم منو و ادریینننننننننننننننن*-*هوراااااااااااااااااااا منووووو ادرینممممممم با همیمممممممم>_< حتی یه لحظه هم ب درس گوش ندادم:/فقط داشتم به ادریننننننننننن فکر میکردممممممم^_^و بلاخره تموم شدددد!!!!پوووف +کورالین و رامونا بیاین بریم ^باشه ی لحظه ……………اومدیمممممم…………………بلاخره رفتم خونه افتادم رو تخت فکر کردن به کسی که دوستش داری خیلی حس خوبیه:)وقتی چشمای سبز ادرینو میبینم انگار میرم یه دنیای دیگه چشای سبز رویایش………موهای همانند خورشید واییییی خدا بالشتمو بغل کردم و یه لبخند تلخ زدم:اما اون که منو دوست نداره:(تازه حتی من بهش نگفتم چه حسی نسبت بهش دارم:(تیکی:بسه مارینت بهتره از این وضعیت بیای بیرون نظرت چیه تلویزیون ببینیم؟! +باشه:) اخبار روز:یه فرد شیطانی دیگه داره پاریس رو خراب میکنه +وای تیکی شنیدی چی گفت؟! باید سریع تبدیل شیم!!!!+تیکی لکه ها روشنننننن!من امادم برای نجات دادن پاریس! (از زبون ادرین):پلگ شنیدی چی گفت؟ @پ ن پ نشنیدم -پلگ تبدیلم کن! @به خشکی شانس-_- از پنجره رفتم بیرون خیلی خب پس تو اکوماتیز هستی نه؟! €من ایول هیر هستم(مو شیطانی )و امروز همه به سلطه من در میان!ها ها*-& +زود قضاوت نکن خانوم کوچولو! -درسته مای لیدی! €لیدی باگ !؟کت نوار!؟ هه برای شکست خوردن آماده باشین چون ایول هیر شکست ناپذیره:) لیدی باگ یویو ش رو به سمتش پرت کرد اونم موهاشو سپر محافظت کرد -خب مای لیدی میدونی اکوماش کجاست؟! +فکر نکنم اون موهای خودش باشه انگار موی مصنوعیه! -لیدی باگ مواظب باش! (از زبون مارینت):-فکر نکنم اون موهای خودش باشه انگار موی مصنوعیه! که یهو کت داد زد :لیدی باگ مواظب باش رومو اونطرف کردم وای خدای من!ایول هیر داره موهاشو به سمت من پرتاب میکنه!اونقدر هول شده بودم که نمی دونستم باید چیکار کنم که کت دستمو گرفت و روی هم افتادیم کت هم دوباره از اون نیشخند هاش رو به من تحویل داد نمی‌دونم چرا ولی ایندفعه به جای اینکه اخم کنم یه لبخند ملیح زدم و از کت جدا شدم :ممنون کیتی! -خواهش ال بی! ایول هیر کم کم از ما فاصله گرفت +کیتی عجله کن ما نباید بذاریم به بقیه آسیب برسونه! یویوم رو به یک طرف دور پرت کردم و کت هم همراه اومد(از زبون رامونا):وایییی کورالییین فقط بیا و مرینتو ببین!اون واقعا یه دختر شجاعه!اون یه قهرمان بزرگههههه! من بهش افتخار میکنمممم کورالین:اهوم تو حالت مرینت ۱۸۰ درجه با این لیدی باگ فرق میکنه! الیا:خوب بچه ها کمکم میکنید یه فیلم درست و حسابی برای وبلاگم بگیرم؟؟ #البته^_^ ~ایول هیر داره تمام شهر رو پر از مو میکنه و و بقیه رو تبدیل به یک دسته مو میکنه!لیدی باگ و کت نوار دوباره برای نجات پاریس دست به کار شدن!(از زبون مرینت): وای کیتی اون داره همه چی رو از مو پر میکنه!! -چطوره از لاکی چارمت استفاده کنی؟؟ +فکر خوبیه!لاکییییی چااااااارم!!!!صبر کن!؟یه قیچی؟!نکنه ازم می‌خواد تو این وضع برم موهاشو کوتاه کنم؟!!فکر کن لیدی باگ!موهای مصنوعی………کت نوار………اکوما درسته!!+کت حواسش رو پرت کن! -چشم مای لیدی! خب ایول هیر دلت نمیخواد منو به مو تبدیل کنی؟! &هه معلومه که میکنمت!به همین راحتی و جرقه موهاشو به سمت کت پرت کرد و کت جاخالی داد!خب بهتره من سریعتر وارد عمل بشم!یه پرش بلند!و درست روی شونه های ایول هیر فرود اومدم:)خب الان موهاتو کوتاه میکنم کوچولو! ایول هیررر:نههههههه موهاااممممممم:(( +خب اکوما کوچولو شرارت بسه!گرفتمت!بای بای پروانه کوچولو!میراکلس لیدی باااااااگ! ایول هیر به حالت عادیش برگشت:وای من کجامممم؟ منو و کت:ایول! اوه یکی از لکه های گوشوارم پاک شد باید برم کیتی!! ای وای (از زبون ادرین):دست لیدی باگ رو گرفتم -صبر کن مای لیدی!یه چیزی هست که باید قبلا بهت میگفتم………+کت الان دارم تبدیل میشم بهتره سریعتر برم وقت کافی ندارم! -تو واقعا از پنهون کردن خسته نشدی؟ +وای یه لکه دیگه پاک شد!فقط سه دقیقه وقت دارم!کت تو نباید بدونی من کی هستم اینو باید خودت بفهمی!شایدم ما اصلا هم دیگه رو نشناسیم -اما من احساس میکنم میشناسمت موهای آبیت…چشمای آبیت ………انگار همه رو یه جایی میبینم همیشه اون کنارمه………+اشتباه میکنی کت!وای فقط دو دقیقه وقت دارم !کت بعدا صحبت میکنم واقعا ببخشید!و یویوش رو به سمت دور پرتاب کرد و رفت -من احساس میکنم میدونم پشت اون نقاب کیه………به هر حال باید بدونه که من عاشقشم………و منم به سمت خونه رفتم (از زبون کورالین):وای مرینت!کارت فوق العاده بود دختر! رامونا تند پرید بغل مرینت:من عاشقتمممممم*-* و بعد هم بغل تیکی:بیشترممممم عاشق توووو>_< تیکی:مرسی رامونا تو خیلی مهربونی! مرینت:کت می‌خواد بفهمه من کیم……… تیکی:تو نباید بهش بگی…… مرینت:میدونم اوووف الان کنجکاوم میخواست چی بگه! کورالین:دفعه بعد که دیدیش ازش بپرس!بیاین اینم یه پارت طولانی:)برای قسمت بعد ۵۰ نظر پلیییز


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*عشق دروغ*قسمت۷*

جمعه 7 اردیبهشت 1397 03:39 ب.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
دیروز تو استخر داشتم غرق می‌شدمم:| رونیکا نجاتم داد-_- این قسمت هم تقدیم بهش ****************(از زبون رامونا):خانوم باسیتر ما رو به همه معرفی کرد کنار کورالین بغل میز مرینت و الیا نشستیم عه پس این کله زرده ادرینه؟-_- خیعلی خوب:)******(از زبون کورالین):جلسه اولی هیچی نفهمیدم:||||فقط همینا رو فهمیدم:زر زر زر زر زر:/ تا زنگ خورد خوب حالا باید بریم رفتار ادرین رو ببینیم که چطوری با مری رفتار میکنه:)مرینت:بچه ها شما برای اردو هفته بعد هیجان ندارین؟!!! من و رامونا:کدوممممم اردووووو؟!!!!! مرینت:وا مگه گوش نکردین چی گفت؟ رامونا: نه بابا تو هپروت بودیم:/ مرینت:اه-_- قراره بریم مارسی من:اخخخ جوننننن حالا با کدوم گروهیمم؟ مرینت:فردا قرعه کشی میشه^_^ الیا:خیلی خوببببب میشه با این کلویی نباشیم-_- من:کلویی کیه!؟ مرینت:یه دختر که همش به ادرین میچسبه و چون پاپاش شهردار پاریسه فکر میکنه خیلی معروفه:/رامونا:گرفتم همینطور که داشتیم حرف میزدیم ادرین با یه پسر دیگه اومدن سمتمون -سلام من ادرینم اینم نینوئه رامونا:خودم میدونم-_-منم رامونام و اینم کورالینه ادرین:از کجا میدونستین؟۰-۰ ای خاک تو سرت رامونا خنگول:/ سوتی داد به این زودیییییی!!!! رامونا:اممم مرینت همه بچه ها رو بهم معرفی کرد عجب دروغی:/ الیا: اهم اهم خوب بچه ها احتمال اینکه ما با هم باشیم خیلی زیاده چون نزدیک همیم (قرعه کشی رو بچه ها خودشون اسمشون رو مینویسن و به ترتیب میدن) ادرین:اره انگار بهتره برم فردا وقت بیش‌تری واسه صحبت کردن پیدا میکنیم مرینت :باشه خداحافظ ادرین خداحافظ نینو اه اه چقدر من از ادرین بدم اومد-_-مرینت به اینننن هلوییییییییییییییییییییی:/******


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

*عشق دروغ*قسمت۶*

جمعه 31 فروردین 1397 11:35 ق.ظ

نویسنده : Coraline& Mehregan
ارسال شده در: لیدی باگ /مارینت , ادرین/کت نوار , ادرینت , لیدی نوار , ماریکت , لدرین , داستان عشق دروغ ,
میدونم اولاش زیاد جالب نی………ولی از یه قسمت به بعد باحال میشه*-*پس لطفا نظر بدینننننننن………………آنچه گذشت:مرینت هویتش رو به رامونا و کورالین گفت*-*. (از زبون رامونا):-وقت سلفیهههه لیدیییی جونممممممم کوریییی تو لطفا اون طرف وایسا میخوام تنهایی با لیدی بگیرم *وای آنقدر نگو لیدی من مرینتممممم*-* تیکی:رامونا هویت مرینت یه رازه مگه اینکه کسی بفهمه نباید هی بگی لیدی-_- -باشه خوب! (فردا):خوب وقت ماموریتهههه*-*رامونا پاشووووو قرار شد تو بچه بشی منم مامان-_-(چه نقشه ای کشیدین واقعا:/)*کوری فکر نمیکنی خیلی چرته؟اخه ادرین به چی حسودی کنه!؟ما دختریم :/ (عجب نقشه ای:||) -پس باید یه پسر گیر بیاریم:/فعلا ماموریت کنسله ولی باید به مری یاد بدی چجوری مخ ادرینو بزنه اصلاااا اون کیووو دوس داره؟!!!مرینتتت به این هلویی(هلوش از جنس کفشدوزکیش:|||)*خیلی خب پس باید به مری یاد بدیم که بهش بگه دوست دارم:/-خیلی خب تو برو لباست رو بپوش *باشه. (از زبون مرینت):کورالین و رامونا داشتن میومدن مدرسه ما راستش خوشحالم اینطوری هم با الیا هستم هم با اونا البته انگار همشون میخوان منو به زور به ادرین بچسبونن-۰- اخه من نمیتونممممم از کجا معلوم خراب نکردم:(صبحانه رو خوردم و با مامان خداحافظی کردم و دم در خونه رامونا و کورالین منتظر موندم(چه عجب دیر نکردی-_-)-اومدیم!زیاد موندی اینجا؟ -نه تازه اومدم اتفاقا *خوب پس بریم فقط یه سوال مری؟ -بله؟ *چرا به ادرین نمیگی که……؟ -میخوام بگم اما…… *خیلی خوب پس منو کورالین کمکت میکنیمممممم -نیاز نیست *چرا هست تو هیچی نگو -اه باشهههه-_- *اینجاست؟ -اره بیاین تو -اوممم مری تو اینجا فرندی داری؟ -اره الیا هست^_^ *اهان -اونا اونجاست! *اخیش معلم نیومده-_- الیا:دختر دیروز کجا بودی؟!نگرانت شدم!اینا کین؟!میشناسیشون؟! -خوبم خوبم!اره دخترخالم و دوستش تازه اومدن اینجا از کانادا اومدن &اوه سلام من الیا سزر هستم خوش اومدین *این حرف ها رو ولش چرا مری نمیتونه مخ ادرین رو بزنه؟(از همین الان شروع کردن به این بحث) &اوه تو هم میدونی؟!=))پس بهتره نقشه بکشیم فعلا نه!چون ادرین الان اومده ببین! -آیی اوه ببخشید معرفی نکردم من کورالینم اینم راموناس *-*


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -