داستان به دنبال سرنوشت تو فصل دو قسمت شیشم

دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 02:12 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
خب خب بابت تاخیر متاسفم برای بعدی ۵۰ تا 
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1 خرداد 1397 11:01 ق.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو فصل دو قسمت چهار

پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 06:36 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
مرسی که خیلی زود نظر میدید برای بعدی ۴۰تا
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 09:54 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو فصل ۲ قسمت۳

پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 02:44 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
برای بعدی ۴۰نظر
[http://www.aparat.com/v/Qgrl8]

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 03:10 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو فصل دو قسمت دو

سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 10:10 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
برای بعدی ۳۰نظر ترو خدا بدید 
ادامه مطلب ایناش

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 02:43 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو قسمت ۸

دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 10:27 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,

ادامه مطلب ایناش

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 10:29 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو قسمت ۷

چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 06:43 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
برید ادامه تا ۲۰۰نشه  نمیزارم





برای خوندن بکیلیک گلم عشقم نفسم جون عمت

دیدگاه ها : از این خوششون اومده /۲۰۰میخوام ها
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 06:52 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت توقسمت۶

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 02:42 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
زود گزاشتم چون قبلی رو خیلی دیر گزاشتم راستی ناتانیل هم اومد تو گروه مرینت اینا






ادامه مطلب انجاست بدو بیا و نظر بده

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
آخرین ویرایش: دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 03:37 ب.ظ

قسمت۵داستان به دنبال سرنوشت تو

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 01:46 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
ببخشید دیر گزاشتم ولی ترو خدا نظر بدید و این سری خیلی زیاد گزاشتم
برای خوندن بکیلیک گلم عشقم نفسم جون عمت

دیدگاه ها : نظرات /۵۰ تا میخوام گلم
آخرین ویرایش: دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 02:07 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو قسمت ۴

پنجشنبه 23 فروردین 1397 09:37 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
ببخشید کم کم میزارم چون بیمارستانم ببخشید
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 24 فروردین 1397 10:16 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو قسمت۳ درخواستی

پنجشنبه 23 فروردین 1397 03:20 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
از زبان مرینت

داشتیم تو محوطه اونجا قدم میزدیم .واقعا جای قشنگی بود. و همین طور بسیار عــالے. ادرین چقدر خوش به حالش بود .ای خِدا چی میشد خدا یکم از این پولا به ماهم بده .ادرین پسر بدی نبود واقعا نمیدونم چرا اینجوری میکنه . تو فکر های خودم داشتم پرسه میزدم که با صدای ادرین به خودم اومدم 
-مارینت بیا بشین باهات کار دارم.........
-بله ....
-راستش من احساس میکنم که....
حرفش تموم نشده بود که الیا سر و کلش پیدا شد و اومد نشست وسط ما ....
- چرا شما تنبلا گرفتین خوابیدین ؟؟؟مگه کوه کندید
-خب فردا تو راهیم و نباید خسته باشیم
- از اون لحاظ اره ولی باید از اینجا هم لذت ببریم انگار که شب میخوایم بریم شهر بازی و شبم منو مرینت تو و نینو رو دعوت میکنیم به بازی جرعت یا حقیقت:/ بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 فروردین 1397 04:53 ب.ظ

در مورد به دنبال سرنوشت تو

پنجشنبه 23 فروردین 1397 02:31 ب.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
برو ادامه پلیز
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات انتقادتون رو بگید
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 فروردین 1397 02:43 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو قسمت ۲

پنجشنبه 23 فروردین 1397 10:00 ق.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
 سلام سلام سلام برید ادامه مطلب
نظر بدید لطفا و برای بعدی هم ۳۰ نظر پلیز:/

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 فروردین 1397 02:42 ب.ظ

داستان به دنبال سرنوشت تو-find yor desteny قسمت۱

پنجشنبه 23 فروردین 1397 12:23 ق.ظ

نویسنده : Golsa Dopan chang
ارسال شده در: داستان به دنبال سرنوشت تو ,
لایک


و


نظر




لطفا


اندراستند؟؟






Ok 


از زبان مارینت 


داستان از اونجایی شروع شد که اواسط ابان بود و گفتن که میخوان ما رو به اردو ببرن و ما هم خوشحال بودیم . ظاهرا میخواستن مارو ببرن اطراف پاریس و گفتن که برید و وسایلاتون رو جمع کنید .۱۷ ابان بود و ما رفتیم به اردو.توراه خوش گذشت . داشتم به تو راه فکر میکردم که الیا رشته ی افکارم رو پاره کرد 
-مارینت؟؟!!الوووو!!! ا
-...ها...چیه 
-دو ساعته دارم صدات میکنم
-حالا چیکار داشتی؟؟
-بیا برین شام 
-تو برو الان میام 
بعدم رفت ...


از زبان ادرین ++

این زمان خوبی بود برای گفتن علاقم بهش . من واقعا تاقت دوری ازش رو ندارم.اما لوکا مشکل سازه . چون اونم دوسش داره.باید خیلی زود اقدام کنم که نینو بهم گفت
-هی...پسر...بیا بریم شام 

-باشه برو من میام 
رفتم تو سالن غذا خوری اونجا همه بچه ها اونجا بودن جز مارینت که یهو پیداش شد تعجب کردم انگار از چیزی ناراحت بود تا قبل از اینکه غذا رو بیارن رفتم دستشویی و یهو صدای پلگ در اومد
-کاممبر موجه کاکا
 من: -_- 
-پلگ بیدار شووو

-باشه بابا اه من کاممبر میخوام 
بهش یه کاممبر دادم و از دستشویی اومدم بیرون و دیدم که چه بل بشویی به پا شده به به 
کلویی رو زمین بود و همه دور اون و مارینت جمع شده بودن نمیدونم چرا؟! رفتم جلو ببینم که چی شده که دیدم .....

پایان



برای بعدی ۱۰ لایک و ۱۰ نظر 


- افرین مارینت خوبش کردی
-من همین الان برمیگردم پاریس













لایک 






و  نظر




 ترو خدببخشید کم بود چون وقت نداشتم فردا اگه لایکا و نظرا زیاد باشه زیاد تر میزارم






دیدگاه ها : نظرات انتقادتون رو بگید
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 فروردین 1397 02:44 ب.ظ