تبلیغات
❤Łaのყ ცlσg ❤ - مطالب ابر #از خدا _فقط_ مرگ_ میخوام

.......

یکشنبه 18 شهریور 1397 02:32 ق.ظ

نویسنده : {~ℳarɨnette~}
....
این چت همه چی رو میگه پس کامنت هارو نگاه کنید
من عوض شدم. از اون ماری مهربون که زور میزد حرفاشو باور کنید خبری نیست . من الان از هر بدی هم بد تر شدم ...چرا ؟ چی منو عوض کرد ؟ از خوبی به شیطانی کشوند ؟ 
باور نکردن شما به حرفام مخصوصا کسی که یه زمانی دوستم بود مبینا
من انقدر مریض و دیوونه نیستم که نقش عاشق پشیه خودمو بازی کنم....مرض ندارم و کمبود محبتم ندارم که بخوام الکی خودمو بزنم به اینکه رفتم بیمارستان و فلان و اینا....
راستی اگه اینا حقیقی بود هرگز منتشرش نمیکردم و پاکشون میکردم نه که وایسم از خودم دفاع کنم....
به مبینا تموم مدارک پزشکیمو که مال اون زمان بود و یه اسکرین از پیامای اون ش واسش قبلا ها فرستاده بودم +چیزای دیگه...
خودمو کشتم تا باورم کنید ....اونایی تو کامنت ها گفته شده بود تماما دوستام بودن یکی که از بهترینش بود . 
انقدر ذهنتیتون خرابه ازم ؟ شناختی ازم نداشتین یا اینکه فکر کردین دیوونم ؟ 
همتون جلوم تظاهر به این میکردین که پشتمین و باورم دارین و فلان ...ولی پشتم چی؟ 
هزار بار پست گذاشتم و گفتم از ایپیم استفاده میکردم ولی نتیجش چی شد؟ تازه مبینا که گفت میخواستم بهت بگم ولی میترسیدم از دستت بدم 
هه ! برم افتخار خودم ...
از اونایی که حمایتم کردن و باورم داشتن (واقعانی)
ممنونم ولی ....
هوووف ولش کن 
یه تصمیمی گرفتم کع تو کامنت هام گفتم...میخوام همونی بشم که بعضیا فکر میکنن تجربه اش جالبه نه ؟ 
نمیدونم عملیش کنم یا نه
طول میکشه که تغییر کنم....
تندیس بهترین حرفم میرسه به کاربری که این حرفو زده : 
....
دیگه ای حرف دیگه ای ندارم...
الان دارم لورا و بقیه رو درک میکنم. بهت حق میدم
من بد نبودم شماها منو بد کردین.‌‌...
البته شماها اشاره داره به اونایی که میدونن نه همه.
کاش یه ذره بیشتر منو میشناختین....
باورم میکردین....
قد یه نوک سوزن....





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: #از خدا _فقط_ مرگ_ میخوام ,
آخرین ویرایش: یکشنبه 18 شهریور 1397 02:40 ق.ظ